کوتاهي در حق عطار در عرصه سينما، تئاتر و ترجمه

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

کوتاهي در حق عطار در عرصه سينما,کوتاهي در حق عطار در عرصه تئاتر,کوتاهي در حق عطار در عرصه ترجمه,عطار,شیخ عطار,گردشگری نیشابور,

کوتاهي در حق عطار در عرصه سينما، تئاتر و ترجمه

از سرمايه هاي ملي و ميهني غفلت کرده ايم

در عرصه سينما و تئاتر جهان سال هاي متمادي است که آثار مفاخر و مشاهير ادب و هنر کشورهاي مختلف، بارها و بارها دستمايه نگارش فيلم نامه و نمايش نامه ها و ساخت فيلم هاي سينمايي و اجراي نمايش هاي مختلفي قرار گرفته است.

اين روند مستمر و پويا سبب شده است تا اين مفاخر و بزرگان ادب و هنر و انديشه ها و مکاتب فکري، هنري و فرهنگي آن ها، به ساير ملت هاي جهان شناسانده شود. تاکنون نسخه هاي سينمايي و نمايشي متنوعي از آثاري چون پيرمرد و دريا و بينوايان «ويکتور هوگو»، هملت، مکبث و شاه لير «ويليام شکسپير»، جنايات و مکافات و ابله «داستا يوفسکي»، ابلوموف «ايوان گنچاروف»، آنا کارنينا و جنگ و صلح «لئو تولستوي»، آرزوهاي بزرگ و اليور تويست «چارلز ديکنز»، دکترژيواگو «بوريس پاسترناک» و … به پرده هاي سينما و صحنه هاي تئاتر راه يافته است.

اين در حالي است که آثار بزرگان ادب و هنر ايران زمين به دلايل مختلف مورد کم توجهي قرار گرفته و از ظرفيت هاي بسيار آن ها براي تبديل شدن به آثار سينمايي و متون نمايشي کمتر بهره گرفته شده است. همواره از بزرگاني چون فردوسي، مولوي، عطارنيشابوري، بيهقي، ابوسعيد ابوالخير، خيام، باباطاهر همداني، حافظ و … نيز به عنوان سرمايه هاي ملي ياد مي شود.

با اين وجود کمتر مديران فرهنگي هنري، کارگردانان سينما و تئاتر و فيلم نامه و نمايش نامه نگاران کشور به اقتباس از آثار اين بزرگان و مشاهير اقدام کرده اند.

به عبارت بهتر ما در زمينه معرفي اين مفاخر ملي – ميهني به ايرانيان و ساير ملت هاي جهان کوتاهي کرده ايم. اگرچه گاه تلاش هايي در اين زمينه انجام شده اما اين کوشش ها چندان پررنگ نبوده است که تاثير گذاري کافي و مناسب، در سطوح داخلي و جهاني داشته باشد. اين خود زنگ خطري است که بايد آن را جدي گرفت. چرا که در طولاني مدت بايد بهاي سنگيني براي اين کم توجهي فرهنگي پرداخت!

حق عطار را ناديده گرفته ايم

بي ترديد شناسنامه و هويت هر ملتي با تاريخ، ادبيات و تمدن آن کشور گره خورده است و مفاخر ادبي و فرهنگي گنجينه هاي پيدا و پنهان هر کشوري به شمار مي آيند.

«فريدالدين عطارنيشابوري» نيز از جمله بزرگاني است که در خصوص معرفي وي در سطح جهان و حتي عموم مردم کشور تلاش پيگير و تاثيرگذاري صورت نگرفته است.

اين در حالي است که آثار عطار گنجينه هاي ارزشمندي براي اقتباس سينمايي و نمايشي است به عنوان نمونه «منطق الطير» و به ويژه داستان «شيخ صنعان و دختر ترسا» و «تذکرةالاولياي» عطار که شامل حکايت هاي عرفاني چون «ابراهيم ادهم» است. آثاري که هم کشش داستاني و بار دراماتيک کافي را براي تبديل‌شدن به آثار سينمايي و متون نمايشي دارند و هم به لحاظ زبان تصويري، سرشار از نمادها، استعارات، ايجاز کلامي، ريتم و نحوه روايي مناسب هستند. با اين وجود آثار عطار کمتر مورد توجه فيلم نامه و نمايش نامه نويسان کشور قرار گرفته است.

بي ترديد در ساخت و توليد کارهايي برگرفته از آثار عطار در عرصه سينما نبايد به مخاطب انبوه چشم داشت و به بازگشت دوچندان سرمايه دلگرم بود. چرا که با توجه به شرايط اقتصادي و سياست گذاري هاي سينمايي و تئاتري، کمتر تهيه کننده و کارگرداني تمايل به فعاليت مستمر در عرصه توليد آثار ادبي وفرهنگي از جمله آثار عطار را دارد. اما از اين حقيقت هم نبايد به سادگي چشم پوشيد که ساخت، توليد، پخش و عرضه آثاري بر اساس آثار عطارنيشابوري يک ضرورت ملي است. ضرورتي که با توجه به هجوم بيگانگان براي مصادره مشاهير و مفاخر ملي و ميهني مان بيشتر به چشم مي آيد.

پيتر بروک از عطار مي گويد

کم توجهي به آثار عطار در داخل کشور در حالي صورت مي گيرد که «پيتر بروک» نمايش نامه نويس و کارگردان صاحب نام انگليسي پس از آشنايي با «منطق الطير» عطارنيشابوري به نگرشي نو در تئاتر جهان دست يافت.

وي نمايش «مجمع مرغان» را با الهام از منطق الطير عطار، در سال ۱۹۷۱ و با حضور بازيگراني از سراسر جهان در آکادمي موسيقي بروکلين نيويورک به صحنه برد. سال گذشته نيز «ارون پونز» کارگردان برجسته تئاتر آمريکا، متن «پيتر بروک» از «مجمع مرغان» را در فولجر تياتر از زيرمجموعه هاي کتابخانه کنگره ايالات متحده آمريکا به صحنه برد تا سفر هزاران مرغ به رهبري هدهد را، براي ديدار سيمرغ به تصوير کشد و با استقبال فراوان نيزمواجه شد.

«پيتر بروک» هنگام نخستين اجراي صحنه اي نمايش «مجمع مرغان» درباره دليل انتخاب منطق الطير عطار براي اقتباس تئاتري گفته است: «دوست داشتم متني از عطارنيشابوري را به صورت تئاتر به صحنه ببرم که فراي مرزهاي فرهنگي باشد. پس از خواندن «منطق الطير» شيفته آن شدم و نگاهم به تئاتر تغيير کرد. آثار عطار سرشار از زيبايي، حقيقت، نمادپردازي و فراي همه محدوديت هاي ادبي است.»

همچنين «ژان کلودکارير» فيلم نامه نويس و بازيگر فرانسوي که نامزد جايزه اسکار فيلم نامه براي فيلم هاي «سبکي تحمل ناپذير هستي»، «ميل مبهم هوس» به کارگرداني لوئيس بونوئل، «جذابيت پنهان بورژوازي» و برنده اسکار بهترين فيلم کوتاه «جشن يادگاري» و نيز نامزد نخل طلاي بهترين فيلم نامه براي «قيچي چمن زني» بوده است، «منطق الطير» عطارنيشابوري را به نمايش نامه تبديل کرد که بعدها اين نمايش نامه را «پيتر بروک» با عنوان «مجمع مرغان» به صحنه برد.

تلاش هايي که کافي نيست

اگرچه در داخل کشور هم آثار عطار دستمايه ساخت فيلم هاي سينمايي و نمايش نامه هاي کم شماري قرار گرفته است، اما اين تلاش ها کافي به نظر نمي رسد.

در عرصه سينما «محمدرضا اصلاني» که ادبيات کلاسيک را با وسواس خاصي دنبال مي کند، فيلم هايي چون «آتش سبز» را با اقتباس از ساختار روايي و فرم هاي بياني آثار عطارنيشابوري کارگرداني کرده است. وي چند سال پيش نيز مجموعه «منطق الطير» را که شامل فيلم هايي بر اساس اشعار و حکايت هاي «منطق الطير» است، کارگرداني کرد. پري صابري هم به عنوان يکي از پيشکسوتان و صاحب نامان کارگرداني و نويسندگي در عرصه تئاتر کشور، نمايش «هفت شهر عشق» را با الهام از اشعار عطارنيشابوري در تابستان سال ۷۴ در ايوان عطار کاخ سعدآباد تهران به صحنه برد. فيلم هاي کوتاهي از جمله «عطار عشق» ساخته اسرافيل شيرازي فيلم ساز مشهدي که سال گذشته در بخش مسابقه داستاني و بين الملل جشنواره فيلم کوتاه تهران پذيرفته شده، مستند «منطق الطير» به کارگرداني حسن نقاشي و نيز آثار طاها بهبهاني «نقاش و مجسمه ساز»، مرتضي احدي «پويانما» و مستند «سفر با مرغان عطارنيشابوري» از جمله آثاري هستند که درباره تفکرات و انديشه هاي عطار توليد شده اند.

البته در چند سال اخير نيز کارگردانان صاحب نام سينما از جمله داريوش مهرجويي، خسرو سينايي و محمدرضا اصلاني، طرح هايي را براي ساخت فيلم سينمايي بر اساس آثار عطارنيشابوري داشتند که بنا به دلايلي امکان توليد آن ها فراهم نشد.

در عرصه ترجمه هم در حق عطار کوتاهي کرده ايم

در عرصه ترجمه نيز تلاش هايي در سطح جهان در خصوص آثار عطار صورت گرفته است. در نيمه دوم سده هجدهم «فن اشتوترمر» قطعاتي از «پندنامه» عطار را به لاتين برگرداند و در گلچين دو زبانه اي به چاپ رساند. آثار «سيلوستر دوساسي» خاورشناس فرانسوي نيز نقش عمده اي در معرفي منطق الطير، به جهان غرب دارد و ترجمه هاي «مارگارت اسميت»، «استنلي‌نات»، «ديک ديويس»، «ادوارد فيتزجرالد» و «گارسن‌دوگاسي» از جمله آثاري هستند که سعي در معرفي عطارو آثار او به اروپا و غرب داشتند.

با اين اوصاف مي توان به جرات ادعا کرد که مترجمان، نويسندگان، کارگردانان سينما و تئاتر، فيلم نامه نويسان، تهيه کنندگان، مديران و سياست گذاران فرهنگي و … هر کدام به سهم خود در زمينه گسترش جهاني و معرفي آثار عطارنيشابوري به عموم مردم و بخش عمده اي از جهانيان کوتاهي کرده اند، يک کوتاهي غيرموجه و جبران ناپذير!!

.

کوتاهي در حق عطار در عرصه سينما، تئاتر و ترجمه

منبع : روزنه

جدید ترین مطالب گردشگری نیشابور را درسایت نیشابوریا دنبال کنید.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *