پیشگفتار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بر «تاریخ نیشابور» الحاکم

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی,تاریخ نیشابور,نیشابور,الحاکم نیشابور,تاریخ نیشابور,

پیشگفتار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بر «تاریخ نیشابور» الحاکم

پیشگفتار

این نیشابور ، در نگاه من فشرده ای است از ایران بزرگ. شهری در میان ابرهای اسطوره و نیز در روشنای تاریخ ؛ با با صبحدمی که شهره آفاق است. از یک سو لگد کوب سم اسبهای بیگانه، در ادوار مختلف، و از سوی دیگر همواره حاضر در بستر تاریخ با ذهن و ضمیری گاه زندقه آمیز و فلسفی در اندیشه خیام و گاه روشن از آفتا اشراق و عرفان در چهره عطار. تاریخ این سرزمین را باید از گوشه و کنار کتابهای کهنه و سفالهای عتیق موزه های بیگانه و سنگ قبرهای شکسته فراهم آورد چرا که چیزی برای او باقی نگذاشته اند و هر چه داشته با فیروزه هایش ، در غارت شبانه تاتار گاهی نگین انگشتری زاهدان ریایی شده ست و گاهی خورجین اسب روسپیان را آراسته است.

برای بازسازی این نیشابور، باید جان کند. با شعارهای روزنامه نویسان و فرمایشان خطیبان حرفه ای، هیچ کاری نمی توان انجام داد. باید جان کند و هر پاره ای از این موجودیت را با هر وسیله ای که امکان پذیر است به دست آورد و بررسی کرد و شناخت ، درست مانند قدحی بلورین از میراث نیاکان تو که بر سنگ شکسته است و هر پاره ای از آن در گوشه ای افتاده و تو می خواهی اجزای پراکنده آن قدح شکسته را با کیمیای عشق به هم جوش دهی و آن را از نو بیافرینی. تا این قدح کامل شود. به تمام ذرات گمشده آن نیاز داری. اوراق این کتاب هم پاره هایی از آن قدح بر سنگ شکسته است.

.

نیشابور، در منظر این کتاب و در عرف تمام جغرافی نویسان و مورخان قدیم ناحیه ای است که در جنوب از حدود کاشمر امروز، شروع می شود تا دامنه کوههای هزار مسجد در شمال، در حدود خبوشان (قوچان کنونی) می گسترد و از مشرق در حدود تون (فردوس کنونی) و گناباد و طبس، تا مرز گرگان را در غرب فرا می گیرد، یعنی مجموعه خراسان کنونی ، که در مرزهای سیاسی ایران معاصر وجود دارد. بنا بر عرف این کتاب ، تقریبا همه خراسانیان کنونی ، نیشابوری اند مگر بعضی نواحی که احتمالا در عرف این کتاب جزء (ربع ) های نیشابور نباشد.

.

کدکن در مرکز یکی از ربع های چهارگانه این نیشابور بزرگ قرار دارد و اگر عطار نیشابوری می خوانند به این دلیل است و چون که صد آمد (شرم آور است که بگویم: (نود) می گویم: یک هزارم بلکه یک میلیاردم ) هم پیش ماست. و بدین گونه این ناچیز نیز افتخار همولایتی بودن با آن یگانه دهر را خواهد یافت و نیشابوری خواهد بود.

.

همین پیوند به آب و خاک نیشابور بزرگ و تاریخی بود که مرا، چه در قلمرو شعر و چه در مطالعات عرفانی ـ و بناچار تاریخی ـ به این سرزمین وابسته کرد که:

بلاد بها نیطت علی تمامی

و اول ارض مس جلدی ترابها

این کتاب، یکی از مهمترین کتابهایی است که اهل فن را در شکل گیری ساختار تمدن ایران عصر اسلامی ، بویژه قرن سوم و چهارم که در دوران زرین فرهنگ ایران عصر اسلامی است یاری می دهد. برای کسی که از تاریخ و تمدن مشتی شعار و (آرزونگاری) (۱) و افسانه را می جوید، این کتاب کمتر چیزی می تواند داشته باشد. ولی برای آنها که ذهنشان در آنسوی (داده ها ) ی تاریخ کهن می تواند به کشف قانونمندیهای تحول ارزشها وصف بندیهای ایدئولوژیک ، به هزاران نکته باریک تر از موی پی برد، این کتاب یکی از مهمترین اسناد بشمار می رود.

.

نه تنها تاریخ علم وتمدن و فرهنگ ایران را ، بی این گونه کتابها نمی توان نوشت که تاریخ بخش عظیمی از تمدن اسلامی را نیز باید از خلال این گونه کتابها تکمیل کرد. بسیاری از رجال فکر و فرهنگ، درین کتاب ، نام و نشانشان آمده است که در کتابهای دیگر یا مطلقاً نیامده ست یا در قیاس با ضبط دقیق این کتاب، ناقص است و آن کتابها را می توان، در مواردی، از روی این کتاب تکمیل کرد.

.

بسیاری از نکته های تاریخ تصوف و تاریخ ادب عرب و مسائل جغرافیای تاریخی خراسان و نیشابور کهن ، فقط در این کتاب، امروز وجود دارد و نسخه اصلی این کتاب، خوان یغمایی بوده است که مؤلفان بسیاری ، از معروف ترین دانشمندان اسلام، از قبیل ابن عساکر دمشقی (در تاریخ دمشق) و خطیب بغدادی (در تاریخ بغداد) و ابو سعد سمعانی (در کتاب الانساب ) و ذهبی( در سیر اعلام النبلاء ، و تذکره الحفاظ و تاریخ الاسلام و کتابهای دیگرش) و سبکی (در طبقات الشافعیه) و دهها دانشمند دیگر که، آثارشان از معروف ترین و برجسته ترین منابع تاریخ فرهنگ ایران و اسلام بشمار می رود، بر مائده آن نشسته اند و فصول قابل ملاحظه ای از کتابهای خویش را با مواد موجود در نسخه اصل این کتاب، که امروز در دست نیست انباشته اند.

.

اگر روزی نسخه اصل این کتاب که به روایتی دوازده مجلد بوده و از روی قراین می توان حدس زد که تقریبا سی برابر متن حاضر بوده است، به دست آید، می توان گفت که مهمترین سند در مطالعه تمدن و فرهنگ ایران تا قرن چهارم به دست آمده است.

به روزگار طلبگی و نوجوانی ما ، در خراسان ، وقتی کسی کتابی را به قصد مطالعه بر می داشت، بعضی از ظریفان عصر بجای آنکه صریحا به او بگویند: تو از این کتاب چیزی در نمی یابی می گفتند: (عربی است، عکس هم ندارد!) حالا بی آنکه بنده در خود ظرافتی و جسارتی از آن گونه داشته باشم و با عرض معذرت از خوانندگان دانشمند کتاب به بعضی از مراجعه کنندگان این کتاب باید بگویم : (عربی است و عکس هم ندارد!)

.

اما حقیقت این امر این است که این کتاب عربی نیست، فارسی است ولی بخشهایی از آن که متضمن شرح احوال علمای نیشابور است به زبان عربی است و آن عربی هم آن قدر ساده است که نیازی به ترجمه ندارد، چون غالبا محدود در دایره کلمات و تعبیراتی است از قبیل(در سنه فلان متولد شد و در سنه فلان وفات یافت) و مشابهات آن با این همه من قسمت های غیر مکرر و تا حدی دشوار و مفید آن را ترجمه کردم که در تعلیقات خواهد دید. از نقل آن شوخی طلاب آن سالها عذر می خواهم که گفته اند: النادره لا ترد.

.

دوستی که نمونه های چاپی این کتاب را روی میز کار من دیده بود گفت: مثل این است که دفترچه تلفن نیشابور هزار سال پیش را از زیر خاک در آورده و چاپ کرده ای. گفتم: پیش از تو هم پروفسور ریچارد فرای که آرزو داشت روزی توفیق نشر این کتاب را بیابد چنین تعبیری دارد که بظاهر این کتاب A Kind of Street Guide به نظر می رسد.باری درست است که از روی این دفترچه تلفن با هیچ کس نمی شود تماس گرفت، ولی هزاران نکته اجتماعی و تاریخی از آن می توان آموخت و کمترین فایده آن اینکه مجموعه تیپیکالی از نامهای مردم نیشابور این عصر را بدون هیچ گونه قید و شرطی جمع آوری کرده و در اختیار ما قرار داده تا اکنون دریابیم که درجه عرب مآبی ما در عصر فردوسی ، تا چه حد بوده است و کار عظیم و شگرف فردوسی را بیشتر ارج نهیم و پاسداری کنیم.

.

در این میان حدود دو هزار و هفتصد نام که از دانشمندان نیشابور تا عصر فردوسی درین کتاب آمده است، درصد ناچیزی نامهای ایرانی است بقیه همه عرب اند با کنیه های عربی و نسب های (سلمی ) و (قریشی) و (ثقفی) و (شیبانی) و (تمیمی ) و (ذهلی) و (قشیری) و (خزاعی) ولی اکثریت این ها عرب واتقعی نبوده اند بلکه چون تعرب مد روز بوده است (عربی بالولاء ) شده اند، یعنی مثل ایرانی هایی که در امریکا اسم ایرانیشان را به جیمز و جونز و هری و امثال آن عوض می کنند اینها هم خودشان را عرب مآب کرده اند. حتی بعضی اسمشان را که (امید ) یا (امیدوار) بود به عربی ترجمه کرده اند و شدند: رجاء . آخر چه گونه می توان تصور کرد که حدود دو هزار و پانصد دانشمند در فاصله ۱۰۰ ـ ۴۰۰ هجری در نیشابور ظهور کنند و همه فقط از قبایل مهاجر عرب باشند. این آقایان مهاجرین چرا در سرزمین خودشان دانشمند نمی شدند؟

.

این کمترین بهره ای است که از جامعه شناسی این نامها می توان برد. صدها نکته دیگر در همین قلمرو نام ها می توان ازین کتاب به دست آورد که جای آن درین گفتار مختصر نیست. و شاید جای دیگر از همین مقدمه به آن پرداخته شود و یکی ازساده ترین موارد آن کشف یک نکته عمیق اجتماعی است که از درون آن ساختار ذهنی جامعه را می توان به دست آورد و آن نکته این است که جامعه ایرانی عصر اسلامی ، جامعه ای است که در آن ولایت (عاطفه ) بر (عقل) سیطره دارد و خرد و نظام خرد گرایی قربانی احساسات و عواطف است و در نتیجه مولف این اثر نظام الفبایی کتاب خود را در جاهایی قربانی عواطف خویش می کن و در حرف (الف) (احمد) را ـ به احترام نام رسول (ص) بر (ابراهیم) مقدم می دارد

.

ر صورتی که جای طبیعی (احمد) بعد از (ابراهیم) است و این شیفتگی عاطفی در مورد رسول(ص) محدود نمی ماند و به نام یاران او نیز تسری می یابد و در حرف (عین ) (عمر) را بر (عامر) تقدم می دهد و این تنها مؤلف ما نیست که دستور کار خویش قرار داده اند و این مساله سیطره ولایت عاطفه بر عقل در حقیقت گوهر اصلی تاریخ اجتماعی ما بوده و هست بدون مطالعه در آسیب شناسی آن امید هرگونه پیشرفتی از مقوله محالات است.

.

این کتاب چنانچه به تفصیل در مقدمه مصحح خواهید دید، در اصل تالیف ابوعبدالله حاکم نیشابوری (۴۰۵ ـ ۳۲۱ هـ . ق) است که چندین تغییر و تحول یافته تا بدین صورت که امروز در اختیار ماست درآمده است. اصل کتاب حاکم، بسیار مفصل بوده است. اما در همین شکل و شمایل موجود هم یکی از مهمترین کتابها در نوع خود بشمار می رود. بخشی از این کتاب تاریخ نیشابور است به معنی دقیق کلمه و بخشی نیز مشتمل است بر احوال جمعی از دانشمندان در چهار قرن اول عصر اسلامی و نیز دانشمندانی که از نقاط مختلف ایران بزرگ برای تحصیل یا تدریس، به نیشابور آمده اند و در یک نگاه عام فهرستی ست از دانشمندان مسلمانی که از اقصای عالم اسلامی، از اندلس تا مرز چین، به نیشابور آمده اند و درین هر تحصیل تدریس و یا اقامت داشته اند.

.

از روزگاری که درباره ابوسعید ابوالخیر جستجو می کردم، یکی از مشغله های چندگانه ذهنم تصحیح این کتاب بود گاهی تمام وقت و گاه به گونه ضمنی در حاشیه . این دغدغه هیچ گاه مرا آسوده نمی گذاشت. پارسال به نظرم رسید که اگر آن مهمان ناخوانده فرا رسد هیچ کس از یادداشت های سر در گم من با اینهمه علائم و رمز خط خوردگی و پریشانی و اتکای بیش از حد به حافظه چیزی نخواهد فهمید. و عملا آن بخش از عمر من که صرف تصحیح این کتاب شده است به هدر رفته است. تصمیم گرفتم به هر قیمتی که هست این کار را نشر دهم، چون یقین دارم که کمتر کسی حوصله ای ازین دست که من صرف این کار کرده ام خواهد داشت اگر هم داشته باشد درین روزگار نخواهد بود.

.

گیرم باشد و در همین روزگار هم باشد، آخر چرا این همه زحمت به هدر رود و دیگری از صفر شروع کند. صورت دلخواه این کتاب مگر بخط مولف چیدا شود و گرنه هر کس بخواهد از رهگذر تصحیح انتقادی آن را عرضه کند، همیشه کارش نقصانهایی خواهد داشت. به نظرم رسید که همینجا که من آمده ام ، می تواند مرحله ای جدی از مراحل تصحیح این متن به حساب آید. آیندگان اگر نسخه دیگری یافتند یا پراکنده های منقول ازین متن را در کتابهای دیگر خواستند جمع آوری کنند و برین متن عرضه کنند. راهشان باز خواهد بود. به هر حال، این است حاصل سالها صرف وقت من. هیچ منتی بر سر هیچ کس ندارم. گفتار یکی از بزرگان است که عمر الله البلدان بحب الاوطان: منشا آبادی سرزمینها، حب وطن است) و من هم به این پاره از خاک ایران بزرگ که نیشابور نام دارد چنین دلبستگی دارم. قبل از آنکه این مقدمه بپایان رسد باید تشکر کنم از دوست فاضلم آقای حسن انصاری که در مورد رابطه حاکم و مذهب تشیع چند نکته را به من یادآوری کرد. و الحمدالله اولا و آخرا.

تهران ، مرداد ۱۳۷۴

۱. wishful thinking

دکتر محمدرضا شفيعى كدكنى

.

پیشگفتار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بر «تاریخ نیشابور» الحاکم

منبع : روزنه

جدید ترین مطالب گردشگری نیشابور را درسایت نیشابوریا دنبال کنید.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *