معرفی فریدالدین عطار نیشابوری

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

عطار نیشابوری,زندگی نامه عطار نیشابوری, آثار عطار نیشابوری,مفاخر نیشابور,مشاهیر نیشابور,

معرفی فریدالدین عطار نیشابوری

همه ساله چنین روزی به عنوان روز بزرگداشت عطار نیشابوری در جمهوری اسلامی ایران گرامی داشته می شود . شیخ محمد فریدالدین عطار نیشابوری شاعر و عارف بزرگ قرن ششم هجری قمری و صاحب آثار گرانسنگی چون منطق الطیر، اسرارنامه ، الهی نامه و خسرونامه در وستایی از توابع شهر نامدار نیشابور به دنیا آمد . حاصر ازدواج عطار ازدواج او پسری به نام حامد و یک دختر بود . اما عمر همسر او دیری نپایید و پنج سال بعد همسرش دار فانی را وداع گفت . تنها پسرش نیز در سن ۳۲ سالگی درگذشت . گفته اند وی مصیبت نامه را بالغ بر ۷۵۰۰ بیت در سوگ فرزند از دست رفته اش سروده است . مهمترین و مشهورترین مثنوی عطار، منطق‌الطیر است.

 استاد رحیمی: عطار به قرآن توجه ویژه‌ای داشته است استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به جاری بودن فرهنگ ایرانی-اسلامی در آثار عطار، گفت: اگر نگاهی به ابتدا و انتهای منطق‌الطیر بیندازیم متوجه می‌شویم که عطار به آیات قرآن توجه ویژه‌ای داشته است. امین رحیمی، استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی، به مناسبت سالروز بزرگداشت عطار نیشابوری، گفت: زندگی عطار در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و فقط همین را می‌دانیم که از شعرای نیمه دوم قرن ششم است و شهادت وی نیز در اوایل قرن هفتم هجری بوده است. وی در ادامه گفت: در آثار عطار نمودهای عرفانی خاصی مشاهده می‌شود و درباره وی گفته‌اند که به تعداد سوره‌های قرآن کتاب دارد که نمی‌توان آن را پذیرفت.

.

کتاب منطق‌الطیر وی اثری است زیبا که یک سیر حرکت و سلوک را برای رسیدن به معشوق به مخاطب نشان می‌دهد. استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به جاری بودن فرهنگ ایرانی-اسلامی در آثار عطار خاطر نشان کرد: آثار عطار زبان دل است و برگرفته از فرهنگ ایرانی-اسلامی که دیدگاه عرفانی و درون‌گرایی شور و عشق و جذبه در آن موج می‌زند. وی از جمله عارفانی بود که برخلاف صوفیان در مقابل ظلم ایستادگی می‌کرد که شهادت وی به دست مغولان موید این گفتار است. رحیمی در ادامه گفت: آن چه عطار را با دیگر شعرا ممتاز می‌کند وجهه عرفانی اشعار وی است که بالاتفاق در خصوص مباحث عرفانی است. اگر چه ممکن است که عطار در برخی موارد صنعت شعری را نادیده بگیرد اما حرف دل خود را مرح می‌کند. استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به تاثیر قرآن و حدیث در اشعر و آثار عطار گفت: اگر نگاهی به ابتدا و انتهای منطق‌الطیر بیندازیم متوجه می‌شویم که ایشان به آیات قرآن توجه ویژه‌ای داشته است. در حدود پنجاه یا شصت بیت اول منطق‌الطیر کمتر بیتی هست که اشاره‌ای به آیه‌ای از قرآن یا حدیثی نداشته باشد. مثلا در بیت «آفرین جان آفرین پاک را/ آن که جان بخشید و ایمان خاک را» اشاره به خلقت انسان دارد که از خاک آفریده شده است یا این که در بیت «عرش را در آب بنیاد او نهاد/ تاکیان را عمر بر باد او نهاد» اشاره به آیه هفتم سوره هود دارد.

.

تذکرة الاولیاء با ذکر امام صادق(ع) آغاز و با مواعظ امام باقر(ع) پایان یافته است یک استاد زبان و ادبیات فارسی درباره تذکرة الاولیاء گفت: این اثر با ذکر سرگذشت امام صادق(ع) آغاز شده و با ذکر مناقب و مواعظ امام محمد باقر(ع) پایان یافته است. ابراهیم حیدری، استاد ادبیات دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد شهرری، درباره عرفان و عطار گفت: دکتر محمد استعلامی در مقدمه کتاب تذکرةالاولیای خود تولد عطار را ۵۴۰ و مرگش را ۶۱۸ ذکر کرده است. حیدری تاکید کرد: فریدالدین، در اواسط قرن ۶ و اوایل قرن ۷ می‌زیست، در این مدت از بزرگان مشایخ تصوف ایران شد، با طبعی آراسته، قلمی روان و سینه‌ای با شرح مشغول به نوشتن و کار شد. * فریدالدین عطار نیشابوری مرید عارف بزرگ “مجدالدین بغدادی ” بود حیدری در این راستا افزود: فریدالدین مرید عارف بزرگ “مجدالدین بغدادی ” بود، از آثار او می‌توان به مختار نامه، مصیبت نامه، الهی نامه،اسرار نامه،منطق الطیر، دیوان غزلیات و قصاید و تدکره الاولیاء اشاره کرد.

.

این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: عطار به درستی روح عرفان ایران است، که مولانا فصل الخطاب را درباره او گفت: “عطار روح بود و سنایی دو چشم او، ما از پی سنائی و عطار آمدیم “. وی با اشاره به سخن شفیعی کدکنی افزود: کدکنی معتقد است: ” اولین فردی که فقر را در معنای فنا وارد نظریات عرفانی کرد عطار بود “. وی در این راستا ادامه داد: عالی‌ترین تمثیل در وحدت وجود از آن عطار است که در منطق الطیر مطرح شده و باید دانست این اثر سمبلیک‌ترین کتاب جهان نام گرفته است. این استاد ادبیات فارسی درباره کتاب “تدکره الاولیاء ” عطار بیان کرد: تدکره الاولیاء اولین کتاب نثر فارسی است که در آن سرگذشت ۹۶ تن از اولیاء و مشایخ با ذکر مناقب و مکارم اخلاق آنها آمده است.

.

* سبک تحریر تذکرة الاولیاء ساده و روان و بی‌تکلف است به گفته حیدری، این اثر با ذکر سرگذشت امام صادق(ع) آغاز شده و با ذکر مناقب و مواعظ امام محمد باقر(ع) پایان یافته است. وی درباره سبک تحریر تدکرة الاولیاء تاکید کرد: سبک کتاب ساده و روان و بی‌تکلف و ساده است و در این بین بهترین تصحیح از آن محمد استعلامی است که بارها این اثر تجدید چاپ شده است، اما به لحاظ کیفیت نسخه چاپ نیکلسون بهتر است. حیدری در ادامه سخنان خود با اشاره استفاده عطار از احادیث و روایات اظهار داشت: عرفا همواره با قرآن مانوس هستند، شیخ بهایی در این باره معتقد است: “مثنوی معنوی مولوی / هست قرآن در زبان پهلوی “، آثار عرفا در نزد شیخ بهایی به خصوص مولوی قرآن فارسی هستند.

.

* به لحاظ عرفان در رتبه نخست قرار داریم این مدرس منطق‌الطیر تصریح کرد: برخی از شعرا از آیات استفاده می‌کردند، ولی این افراد از متن قرآن در آثارشان بهره می‌بردند، اما افرادی چون مولوی کل آثارشان قرآن است، البته قرآن به زبان فارسی. وی در ادامه با اشاره به عرفان گفت: در کل جهان به لحاظ تصوف و عرفان در رتبه نخست قرار داریم، البته در حوزه شعر، “شکسپیر ” از انگلیس در رتبه اول قرار دارد، اما به لحاظ عرفان هیچ کشوری همانند ایران نیست، چرا که حلاج، بایزید بسطامی و…. از آن ما هستند. وی در پایان سخنان خود ضمن اشاره به زبان گفتاری عطار گفت: زبان عطار ساده، بی‌تکلف و روان است البته این موضوع هم در نثر و هم در نظم او مشاهده می‌شود و هر فردی به سادگی می‌تواند منطق‌الطیر و یا آثار دیگر عطار را خوانده و از آن استفاده کند

.

نیما یوشیج زبان عطار را به شاعران توصیه می‌کرد غلامحسین عمرانی گفت: عطار در تذکرةالاولیا زبانی طبیعی دارد، همان زبانی که نیما به شاعران توصیه می‌کرد، چرا که نیما معتقد است زبان شاعر باید به طبیعت نزدیک باشد، و مقصود از طبیعت، طبیعت کلام است نه طبیعت بیرونی. غلامحسین عمرانی، پژوهشگر، استاد ادبیات و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم تحقیقات، درباره عرفان و عطار گفت: از منظرهای گوناگون می‌توان به عرفان نگریست چرا که ارتباط عطار با عرفان از طریق خراسان بزرگ است. وی در این راستا افزود: در قرن سوم و چهارم هجری در خراسان عرفان ایرانی پایه‌گذاری شد که عطار در اواخر قرن ۶ و اوایل قرن ۷ از پایه گذاران آن همانند: خرقانی و بایزید بسطامی و مکتب خراسان استفاده کرد. عمرانی بیان کرد: عرفان آنها عاشقانه بود، بر اساس عشق طرح و بنا شده بود، همان عشق به ازلیت و ابدیت(جاودانگی). وی تاکید کرد: بنابراین عرفان عطار تحت تاثیر خراسان بزرگ و بر اساس وحدت وجود اسلامی نه وحدت وجود هندی بنا شده است.

.

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: عطار شروع به بیداری درون می‌کند، ندای درونی را می‌شنود، همان ندایی که عهده‌دار درون است، پس از آن عطار منظومه منطق‌الطیر خود را پایه‌ریزی کرد و سالکان را برای رسیدن به درگاه سیمرغ راهنمایی می‌کند. * داستان سیمرغ حالت رمزگونه و کنایی دارد عمرانی تصریح کرد: در این داستان سیمرغ حالت رمزگونه و کنایی دارد به این دلیل که سالک هنگامی ‌که هفت شهر عشق را طی می‌کند، سرانجام به درگاه سیمرغ(وحدت وجود) می‌رسد، همان جا که جز خدا هیچ چیز وجود ندارد. عمرانی در مورد ادامه راه سنایی توسط عطار تاکید کرد: عطار هنگامی ‌که از عرفان و مکتب خراسان بزرگ استفاده کرد در این راستا قطعا از عرفان سنایی هم بهره برده است. وی ادامه داد: سنایی عارف حکیم و حکمت‌‌دان بود، چرا که سنایی حکمت را وارد شعر کرد.

.

عرفا همانند (عطار و سنایی) از مفاهیم قرآنی در جهت بهره برداری کمال انسانی استفاده کردند، بنابراین به همان میزان که مولانا از قرآن بهره‌ها برد عطار هم استفاده کرد. این استاد دانشگاه در مورد عطار و آثار او گفت: عطار هم آثار منظوم و هم آثار منثور دارد، چرا که عطار نویسنده شاعری است که به عرفان پرداخته است. * جهانبینی عطار همانند ابن عربی است وی درباره «تذکرةالاولیاء» گفت: عطار در این اثر زبانی طبیعی داشته، همان زبانی که نیما به شاعران توصیه می‌کرد، چرا که نیما معتقد است زبان شاعر و نویسنده باید به طبیعت نزدیک باشد، مقصود از طبیعت، طبیعت کلام است نه طبیعت بیرونی. عمرانی افزود: صنعت پردازی زبان را آلوده و محدود کرده و آن را در تنگنا قرار می‌دهد، بنابراین نگارش آثار عطار به طبیعت کلام نزدیک است چرا که سخنش از دل برخاسته است.

.

عمرانی با ابراز تاسف از میزان شناخت عطار در ایران گفت: متاسفانه باید دانست در ایران یک دگرگونی فرهنگی در دوره‌های مختلف رخ داده است. این استاد ادبیات فارسی تصریح کرد: از مشروطیت تا کنون، در اثر تاثیر تکنولوژی بر فرهنگ و زبان نویسندگان به شکل شایسته نتوانستند از آن بهره‌برداری کنند. وی خاطر نشان کرد: عطار در قرن ۶ و اوایل قرن ۷ سعی داشت عرفان را از روزمره‌گی نجات داده و به عاقبت رهنمون کند. به گفته این استاد دانشگاه، جهانبینی عطار درست همانند ابن عربی است، چرا که عطار همواره به مسائل از بالا می‌نگریست ، در حالی که در روزگار ما افراد جزئی نگرند. * عطار در منطق‌الطیر از “زبان حال “، همان زبان رمز و نشانه‌ استفاده می‌کند وی با تشریح زبان حال و قال تاکید کرد: برخی از مردم برای ارتباط از زبان قال استفاده می‌کنند و حق هم همین است.

.

اما عرفا و شاعرانی که به این مکتب عرفان توجه دارند، از زبان حال بهره می‌برند. عمرانی با اشاره به زبان حال گفت: زبان حال همان زبان رمز و نشانه‌ای است که عطار در منطق‌الطیر از آن به شایستگی استفاده کرده است. همه موجودات مانند سیمرغ حکیم و از حکمت الهی بهره‌مند هستند. عمرانی ادامه داد: همه موجودات از زبان حال استفاده می‌کنند، اما باید دید عرفان ادبیات فارسی است تا چه میزان از زبان حال بهره‌مند شده است؟ عمرانی اضافه کرد: شاعرانی که در سلک عرفان هستند، وظیفه همه موجودات را بر عهده می‌گیرند. کلیله و دمنه بیشتر از زبان حیوانات سخن می‌گوید ولی وارد عرفان نمی‌شود. عمرانی گفت: چه به زبان تبلیغ و چه به زبان دیگر مبانی نظری او مبانی حکمت دینی است، آیا می‌توان حکمت دینی را اتصال به عرفان داد؟ عمرانی بیان کرد: از دید علامه طباطبایی جهان حکیم است و سخنی حکیمانه دارد و باید آسودگی را کنار گذاشت، چرا که این سرا، سرای گذر است. * مبحث عرفان باید از خدا آغاز شده و به خدا ختم شود وی افزود: یک سئوال مطرح می‌شود و آن اینکه چرا افرادی که گرایش عرفانی داشتند، به زبان نظم و موزون سخن گفتند.

.

چرا اغلب عرفا که گرایش عرفانی دارند، مترنّم شدند به زبان موزون. این نویسنده گفت: دو معنای متفاوت زبان حال و قال مهم است. عین‌القضات همدانی می‌گوید: (جوانمردا این شعرها را همچون آیینه دان) این سخن بیانگر زبان حال است. نثر وی از جوهر شعری برخوردار است. به گفته عمرانی، اگر بخواهیم پس از ناصرخسرو از حکیمی دیگر نام ببریم که از زبان حال استفاده کرده و به قول امروزی‌ها بیشتر به گفت‌وگو و گفتمان پرداخته، باید نام سنایی را برد. این استاد دانشگاه بیان کرد: مبحث عرفان باید از خدا آغاز شده و به خدا ختم شود. (انا الیه راجعون) البته براساس طریقت هم اینگونه است. در یکی از قصاید سنایی در مورد توحید پرندگان گوناگونی که در حال تسبیح با ذات پروردگار هستند حالات این پرندگان را در قصیده بیان می‌کند: “آراست دگرباره جهاندار جهان را ” عمرانی گفت: زبان تعددپذیر است و دو دیگر آنکه زبان عرفان که از آن به عنوان زبان اشاره یاد شده در مقابل زبان عبارت نیست. زبان عبارت محمل است.

.

زبان عرفان به ناگزیر زبانی است که فراتر از زبان و زمان و مکان است. * مگر قصه سیمرغ را نشنیده‌ای؟ گفتنی است، وی در یادداشتی چنین می‌نویسد: “مگر قصه سیمرغ را نشنیده‌ای؟ باید جهان را از لوث کثرت پاک شود. در زمانه‌ای به سر می‌بریم که میل خداجویی کم شده است. باید از خدا معذرت بخواهیم. صبح یک روز بهاری به یاد مردان خدا «تذکره‌الاولیا» را گشودم و باب بایزید بسطامی را بو کشیدم. از یاد کرد نام مردان خدا وجودم در نور غرق شد و همان آن به سراغ داستانی تازه و به سر وقت طرحی نو رفتم. به یاد سفر مشهد رضوی افتادم و مسیر عطرآگین عرفان اصیلش. چشمانم به لطافت چشمه‌ای و نجابت آهویی تبدیل شده است.

.

سکوت، حرفم را بلعیده است و در دم به نعره‌های پلنگی مانسته و هنوز ندانسته که آفتاب صبح سمج‌تر از آن است که به این راحتی از سر کوچه باغهای نیشابور بپرد. داستان عشق قوی پنجه طاقت‌شکن شیخ صنعان را مگر نشنیده‌ای؟ از زبان پرندگان بشنو! منطق‌الطیر را بگشا! روز بازگشایی مکتب عرفان عاشقانه است! عطار، یادآور سنت ادبی کهن ماست. در واقع، داستان از زبان عطار نقل می‌شود. * منطق تصویرگری و داستان‌سرایی «منطق‌الطیر» داستان منظوم بلندی است که کاملا بصری (سینمایی) نوشته شده است. این منظومه، خواننده را در خود حل می‌کند تا آنجا که گویی تماشاگری است که به تماشای فیلمی نشسته است.

.

عطار، به طرح و توصیف عشق عرفانی مبتنی بر وحدت شهود پرداخته است فضای منطق‌الطیر سرشار از عطر عاشقی است. شگرد عطار در فضاسازی داستان اصلی و داستان‌های فرعی مبتنی بر باوری قلبی و شهودی است. خلق جدید در سراسر کتاب منطق‌الطیر مشهود است. اسلوب عطار برای بازسازی و باوراندن فضا،‌ معطوف به خلق واقعیت است، اما آرمان شاعر در سراسر متن با واقعیت گره خورده است (سبکی نو در داستان‌پردازی، آن هم هشتصد سال پیش از این، آیا به راستی شگفت‌آور نیست!؟) * تاثیرات منطق‌الطیر بر خواننده متن منطق‌الطیر خواننده را وا می‌دارد تا به هنگام قرائت متن، به دنبال حقیقت، روان باشد. معانی نهفته در خلال متن، آینه‌هایی تو در تو هستند (انعکاسی از احوالات آدمی در مسیر سلوک و رفتار) کیفیتی که یک متن عرفانی را به یک متن داستانی نزدیک می‌کند، کیفیتی در خور توجه است.

.

بحث بر سر کیفیت روایت و پرداخت داستان است. زبانی که عطار در منطق‌الطیر به کار گرفته، زبان رمزی و سمبلیک است. و این زبان، امتیاز ادبی این متن را برجسته‌تر می‌سازد. درِ اطاق آبی عرفان به روی مسافرو سالک باز است. غبار راه بیفشان! دست از تعصب بردار (عطار می‌گوید). شگفتا منطق‌الطیر! عجب کتابی است منطق‌الطیر! میراث معنوی نیاکان ما! عرفان را در گوش گرگ بیابان هم که بخوانی، پوزه‌اش بسته می‌شود. سگها هم پارس نخواهند کرد. تا پاسی از شب نگذشته است برخیز! عندالطلوع را عشق است! صلوه ظهر را عشق است! هفت شهر عشق را عشق است! با شیخ‌الرئیس همسفر شو! رساله‌الطیر را به رسمیت بشناس! چراغ‌های رابطه روشن‌اند. ما در عصر فواره‌های سرنگون زندگی می‌کنیم. هدهد را دریاب! هنوز خبرهایی در راه است. بوطیقای عرفان در رفتن است.

.

عطار، پرواز را به تو خواهد آموخت. پرواز، نقض رفتن نیست. اگر بال پروازت شکسته است، راه بیفت! بالت شکسته است، پایت که بسته نیست! از میان معدود شاعران ایرانی، عطار بیش از همه، دل بسته سلوک بود. او در روزگار مغول زده وحشت و تاریکی، پلک زندگی معنوی را گشود. * آموختن عشق و خردورزی زندگی عطار، یادآور زندگی پارسایان پارسی در سده‌های میانه است. تاثیری که نوشته‌ها و شعرهای او در ذهن و زبان و روان نسل امروز بجا گذاشته تاثیری مثبت است. خواننده امروز، خود باید به درون متن راه بجوید و با درک نهفته عرفان درآمیزد. افق اندیشه عطار، افق اندیشه‌های دینی و عرفانی است. اگر دست ما و دست نسل جوان امروز از دامن اندیشه‌های عطار کوتاه است، نشانه آن است که عرفان، امری دور از دسترس است. سخن عرفانی، سخن مقتدرانه‌ای است که هر ناواردی بدان دست نتواند سود! با این همه، اگر هدف، گزارشگری و بازجست معنای متن باشد باید با کشف رموز و اصطلاحات عرفانی آشنا شد.

.

نباید پنداشته شود که عرفان ایرانی با خرد اصیل در ستیز است! عطار، دلبسته عظمت خداوند است و از این روی، اغلب در وادی حیرت و مسیر حیرانی اسب قلم می‌چراند. عطار شیفته قرآن و حدیث و سپس شیفته کلمات مشایخ عرفا و صوفیه است که برای او در حکم شرح متن است. وی خود نیز در پی کشف نکته‌های بدیع است. هم از این روی، اغلب عبارات او در تذکره‌الاولیا در سرحد زیبایی است. نظیر این عبارت: «این چه درد بوده است در جان‌های ایشان، که چنین کارها و از این شیوه سخن‌ها از دل ایشان به صحرا آمده است؟» نثر تذکره‌الاولیا تاثیری شگرف بر نثر تذکره‌نویسی در سده‌های بعد، نزد تذکره‌پردازان زبان فارسی داشت.

.

پس از عطار، کمتر تذکره‌نویسی پیدا شد که بتواند از الگوی مصرف بگریزد. یکی از مشهورترین نویسندگانی که بعد از عطار از الگوی او تاثیر پذیرفت، نورالدین عبدالرحمن جامی است که کتاب نفحات‌الانس را به شیوه تذکره‌الاولیای عطار تصنیف کرده است. تاثیر عطار بر مولوی غیرقابل انکار است. و نیز تاثیر عطار بر حافظ از چشم پژوهشگران عرفان و ادبیات فارسی پوشیده نیست. در این جا بحث ما بر سر برشمردن شباهت‌های آثار این سه شاعر عارف نیست (زیرا این کار،‌خود رساله مستقلی را می‌طلبد). * تاثیر عطار بر شاعران و نویسندگان امروز تاثیر عطار بر شاعران و نویسندگان امروز در روزگار ما خالی از فایدتی نیست. نثر عطار شاید بیشتر از شعرهای عطار بر شکل‌گیری شعر امروز اثر گذاشته است. نمونه‌ای از این تاثیرگذاری را می‌توان در شعر منثور و یا در شعر سپید مبتنی بر دکلماسیون کلام نزد شاعران امروز یافت. ضرباهنگ زبان عطار در شعر شاعران امروز یکی از ویژگی‌های زبان شعر امروز را با تکیه بر باستان‌گرایی و کهن‌گرایی می‌نمایاند.

.

تذکره‌الاولیا کتابی است که در آن به مساله زبان و مصادیق آن اشاره‌های فراوانی شده است. کتاب در عین باور به حقیقت واحد، در پی توضیح جزییات و اجزای وجود آدمی از مشاهدات یک سالک نشات می‌گیرد. متن، هم مخاطب را راه می‌نماید و هم به زبان اشارت طی طریق را به خواننده وا می‌نهد، و این شگرد مخصوص عطار است.صدر المتاهلین از عطار یاد می کند استاد ادبیات فارسی دانشگاه شیراز هم گفت: صدرالمتأهلین زمانی‌که در مباحث وجودشناسی صحبت می‌کند، از عطار یاد می‌کند. محمد یوسف نیری افزود: اندیشه‌های بزرگان ما در یک منظومه فکری قرار می‌گیرد که همان سلسله عرفانی آنهاست. وی اضافه کرد: کسانی که هندسه وجودی دوگانگی انسان را مطرح کرده‌اند، عطار و شیخ نجم‌الدین بغدادی بوده‌اند.

.

نیری با بیان اینکه عطار گنجینه عرفان اسلامی ایرانی است، افزود: بیان عرفان در آثار عطار به زیبایی و لطافت بیان شده و عطار که گنجینه عرفان اسلامی و ایرانی است. وی اندیشه عطار را اندیشه ناب اسلامی دانست. عطار از سفره نمک ایجاز بهره‌مند بوده است همچنین نماینده مردم مشهد مقدس در مجلس در جایگاه یک عطارپژوه گفت: ستایشگران عطار کسانی هم وزن عطار هستند که جواهری چون عطار را شناختند. عفت شریعتی افزود: عطار باید شیعه باشد و یقینا علی (ع) را افضل دانسته است. وی اضافه کرد: عطار واقعه شهادت امام حسن و حسین(ع) را درآثار خود آورده است و دشمنان و قاتلان این فرزندان پیام اکرم(ص) را مورد مذمت قرار داده است. وی تصریح کرد: عطار می‌گوید اهل دل واقعی، برتر از ادراک و عقل بشر هستند. وی گفت: عطار از سفره نمک ایجاز بهره‌مند بوده است.

.

*عطار شاعری از دیار عرفان* در ادامه معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد گفت: عطار چون سالکی است که از منازل عرفان گذشته است و با زبان رمز و راز در بسیاری از مکان‌ها سخن گفته است. رضا اشرف‌زاده در مقاله خود با عنوان قدر ستیزی در آثار عطار نیشابوری افزود: عنصر درد خمیر مایه شعر وی است که او عشق و درد را با هم آمیخته است. وی اضافه کرد: تمامی عرفا فرق بین انسان و فرشته را عشق می‌دانند. وی خاطر نشان کرد: عطار در یکی از تجربیات عرفانی به این نتیجه می‌رسد که فرشتگان هم عاشقند ولی چیزی که انسان دارد و فرشته‌ها ندارند، درد است. وی اظهار داشت: عطار با آن بلندی همت یکی از ظلمت ستیزان زمان خود است که نظر خود را درباره قدرت طلبان و حاکمان می‌آورد.

.

وی اضافه کرد: عطار حکایت‌ها و گفتگوهای دلنشینی برای برخورد عارفان و حاکمان و پادشاهان عنوان می‌کند. *دوهزار قصه از ۱۰ هزار قصه کوتاه عرفانی در ادبیات مربوط به عطار نیشابوری * استاد دانشگاه زنجان نیز گفت: قصه‌های کوتاه بر روایت و طرح و ساخت، نوعی شاعرانگی دارد. مهدی محبتی در مقاله خود و با عنوان ساختار کوتاه داستان عطار نیشابوری افزود: با شمشیر هم نمی‌توان بین روایت و شاعرانگی آثار عطار جدایی انداخت. وی تصریح کرد: از ۱۰ هزار قصه کوتاه عرفانی در ادبیات، دو هزار آن مربوط به عطار نیشابوری است. وی گفت: عطار اولین شخصیتی است که معنای قصه را فهمیده است و هر قصه‌ای در آثار عطار یک مخاطب جداگانه‌ای را می‌طلبد. وی با بیان اینکه یکی از اصول کار عطار آوردن عرفان به درون مردم بود، اضافه کرد: در کل قصه‌های عطار نوعی سلوک فکری را می‌توان مشاهده کرد. وی در پایان از دانشجویان و استادان جوان خواست که عطارشناسی را جدی بگیرند.

.

دادجو: عطار نیشابوری عرفان را عاشقانه بیان می‌کند یک استاد ادبیات فارسی گفت: عرفانی را که سنایی به شیوه تعلیمی آموزش می‌داد، عطار به شکل عاشقانه بیان کرد. دره دادجو، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، درباره عطار و آثار و عرفان وی گفت: فریدالدین عطار نیشابوری از بنیانگذاران عرفان در ایران است به این دلیل از افرادی است که سبب رشد عرفان شد. دادجو تاکید کرد: از عطار نمی‌توان به عنوان پایه‌گذار عرفان یاد کرد، اما او در بست و گسترش عرفان تاثیر شگرفی داشت و باید دانست وی از افرادی است که پس از سنایی عرفان را به مرحله درخشش رساند.

.

این استاد ادبیات دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز تاکید کرد: افکار عارفانه سنایی با عطار به اوج خود رسید، زیرا عرفانی را که سنایی به شیوه تعلیمی آموزش می‌داد، عطار به شکل عاشقانه بیان کرد تا برای تمامی طبقات اجتماعی قابل هضم و درک باشد تا همگان بتوانند به خوبی از آن بهره‌ها برند. * فرید‌‌الدین عطار نیشابوری مفاهیم اساسی عرفان را به زیبایی مطرح کرد وی در این راستا با اشاره به رابطه قرآن و عطار افزود: تمامی شاعران کلاسیک حتی فردوسی متصل به قرآن بودند، آن را خوب شناخته و از آن تاثیر می‌گرفتند. این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: این تاثیر شاعران و حتی عطار در آثارشان نمود داشت به شکلی که در جای جای آثار عطار چه به شیوه مستقیم و چه غیر مستقیم این اشارات و روایات بیان شده است.

.

دادجو با خواندن این بیت از عطار که: «دولت چهل بامداد در گل ما داشت دست/تا چو گل از دست دوست دست به دست آمدیم» اضافه کرد: دوست چهل بامداد در گل ما داشت دست، اشاره به یک حدیث قدسی دارد که خداوند می‌فرماید: “من گل آدم را با دستان خود سرشتم “. پس عطار یا احادیث را به شکل مستقیم بیان می‌کند و یا همانند این بیت اشاره به حدیث می‌کند. وی بیان کرد: فرید الدین عطار نیشابوری شعر و مفاهیم اساسی عرفان را به زیبایی در اشعار خود بیان می‌کند تا مخاطب به راحتی غرق در ابیات شده و با آنها ارتباط گیرد. وی در خاتمه گفت: بهترین تصحیح از تذکره‌ الاولیاء عطار از آن دکتر شفیعی کدکنی است.

.

نگاهی به زندگی و آثار عطار نیشابوری/ عطار را عطر ابیاتش عطار کرد عطار نیشابوری را به سبب پیشه‌اش عطار نام نمی‌نهیم، بلکه ابیات معطر او را عطار کرد؛ و به درستی چه نام شایسته‌ای. تو زاده همان شهر پر خاطره و عبرت‌انگیزی، شهر پرشکوه و نازنینی که روزگار، بزرگترین عزت‌ها و خواری‌ها را بر او آزموده است. شب‌های نیشابور زیبایی عجیبی دارد به شکلی که دیگر رمق خواب در چشمان بر پلک‌ها هجوم نمی‌آورد. فریدالدین زاده همان شهر پر روزی، میوه، باغ و آب‌های فراوان است، به درستی عطار چه نیک از این طبیعت و طبع خوب بهره برد.

.

عطار خالق معنی در دنیای فاقد معنی است، بیت‌هایش بر آمده از دل اوست، گویی می‌دانسته چه می‌خواهی. تصویر درخشان «نگار سیاه» که نشان ابلیس است، تذکری برای مراقبه بود. گفت ما را هفت وادی در ره است، که در مسیر وصل نگار سیاه دل سپیدمان را تاریک نکند. در روزگار وحشت و تاریکی مغول، عطار پلک زندگی معنوی را گشود. عطار نه تنها در نثر شیرین و جذاب تذکره‌الاولیایش! بلکه در سرتاسر منظومه‌های عرفانی‌اش از اسرارنامه، الهی‌نامه، مصیبت‌نامه تا منطق‌الطیرش به ما می‌آموزد که خدا را عاشقانه دوست بداریم.

.

گر بال پروازت شکسته است، راه بیفت! بالت شکسته است، پایت که بسته نیست! از میان معدود شاعران ایرانی، عطار بیش از همه، دل بسته سلوک بود. عطار، پرواز را به تو خواهد آموخت. پرواز را آغاز کن. *شفیعی کدکنی: زندگی فریدالدین پر از ابهام، رمز و ایهام است محمدرضا شفیعی کدکنی معتقد است؛ اطلاع دقیقی از زندگی عطار در دست نیست (مقدمه منطق الطیر) و زندگی او پر از ابهام و رمز و ایهام است، به نحوی که نه تاریخ تولد و نه مرگش را می‌دانیم، اما وی در مقدمه مختارنامه و به نقل از کتاب شرح حال عطار استاد فروزانفر تولدش را ۵۴۰ هجری قمری نوشته و آورده است که زادگاه عطار در کدکن نیشابور بوده است که هم اینک جزء بخش تربت حیدریه به شمار می‌رود. دکتر محمد استعلامی ‌هم در مقدمه کتاب تذکره الاولیای خود تولد عطار را ۵۴۰ و مرگش را ۶۱۸ ذکر کرده است.

.

فریدالدین، در این سرای از بزرگان مشایخ تصوف ایران شد، با طبعی آراسته، قلمی روان و سینه‌ای با شرح مشغول به نوشتن و کار شد. در دکان دارو فروشی به درمان بیماران می‌پرداخت و همان جا به کسب علوم و هم صحبتی با مشایخ و بزرگان اهل تصوف همانند: شیخ نجم‌الدین کبری و دیگران می‌پرداخت. در این راه تا آنجا پیش رفت که خود از پیشوایان این طریقت شد و مقامش بجائی رسید که مولانا جلال‌الدین محمد بلخی درباره طی طریق عطار از آن به عنوان گشتن در “هفت شهر عشق ” یاد کرد.

.

عطار در آن هنگام هم شعر می‌سرود، عطر ابیاتش مزیدی برای جلب شاگردانش بود. عطار در میان سه شاعر برجسته تصوف ایرانی، مولوی، سنایی و عطار، کسی است که با هیچ درباری و بارگاهی رابطه نداشته است.عطار از مصیبت‌های مردم در رنج بود دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی تهران گفت: عطار به بیماری‌های روح حساس بود و وجدان بیدار او از مصیبت‌های مردم در رنج بود. مریم مشرف در مراسم بزرگداشت روز عطار نیشابوری که در محل فرهنگسرای سیمرغ شهرستان نیشابور برگزار شد، اظهار کرد: یک سال از مرگ سنجر گذشته بود که عطار به دنیا آمد؛ هنوز خراسان جراحت‌های فتنه خود را درمان نکرده بود.

.

مردم در تلاش بودند که نیشابور ویران گشته را از نو بسازند؛ اما کشمکش‌های خونین داخلی در میان جانشینان سنجر از یک سو و رقابت خوارزمشاهیان از سوی دیگر در کار کشورگشایی به نیشابور ضربه می‌زد. او در ادامه افزود: همچنین هزینه لشکرکشی‌های بوالهوسانه و پرداخت مالیت‌های سنگین، مردم را روز به روز در نگون‌بختی فرو می‌برد و فساد اخلاقی شاهان و … خود بحث دیگر بود. عطار این همه را می‌دید و به واسطه حرفه طبابت که از پدر آموخته بود، او به بیماری روح بیش‌تر حساس بود و وجدان بیدار او از مصیبت‌های مردم در رنج بود و می‌دانست که مردم بیش از هر چیز از بیماری روح رنج می‌برند. مشرف تصریح کرد: پیش از او دو حکیم بزرگ خراسان ناصرخسرو و سنایی رودررو با مردم از بیماری روحی سخن گفته بودند و نشان داده بودند که همه رنج‌های انسان زمانی رخ می‌دهد که عقلانیت و جانب کمال‌گرایی روح، اسیر و برده نفس شیطان‌پرست شود.

.

او در ادامه بیان کرد: کار آن دو حکیم بسیار دشوار بود؛ یکی در زندگی زیرزمینی پیام خود را به مردم ابلاغ می‌کرد و دیگری آن‌گونه که می‌دانیم، از خانقاه خود در سرخس پیام خود را می‌داد، عطار با تکیه بر این سنت تعلیمی قلم به دست گرفت و قدم در این راه نهاد و برای آن‌که پیامش فراگیر شود، از تجربه ناصر خسرو استفاده کرد و اسیر هیچ فکر سیاسی و فرقه‌ای نبود. دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی تهران تاکید کرد: عطار از سوی دیگر از تجربه سنایی هم درس گرفت و زبان فلسفی را کنار گذاشت. هر چند بینش او تا پایان عمر عمیقا فلسفی باقی ماند. در ادامه این مراسم، محمدیوسف نیری – استاد دانشگاه شیراز – با ارائه مقاله ای با عنوان “طلسم هستی انسان در منطق‌الطیر است” اظهار کرد: هیچ اثر عرفانی نیست که از انسان و هستی انسان سخن نگفته باشد و اساسا اگر سخنی از انسان در میان نباشد، عرفانی نیست؛ چون غرض شناخت انسان است که شناخت‌ها در همین شناخت‌ مندرج است؛

.

در میان بزرگان ما عطار آرای ویژه و خاصی در مورد انسان طرح کرده است که او را در میان عارفان بزرگ ما ممتاز جلوه داده است. او در ادامه افزود: در قرن هفتم که آغاز حمله مغول به کشورهای آباد اسلامی و از جمله ایران بود، مفهوم انسانیت و ارزش انسان و کل حیات بشری نابود شد تا جایی که پاره‌های قرآن را با هم مخلوط می‌کردند و به حیوانات می‌دادند؛ یعنی هیچ چیز برای ما باقی نگذاشتند و در چنین گیر و داری بزرگانی چون عطار نیشابوری، مولانا، سعدی و رازی و حتا سه نسل بعد از آن‌ها کار بزرگی که کردند، ارزش و هویت انسان را در یک چنین مواقع توفانی حفظ کردند و عطار نیشابوری از جمله شخصیت‌هایی است که در این امر صاحب نظر است.

.

نیری با اشاره به منظور از طلسم هستی، بیان کرد: معمولا اندیشه‌های بزرگان ما در یک منظومه فکری مورد مطالعه قرار می‌گیرد و آن منظومه فکری همان سلسله عرفانی آن‌هاست. از طریق همان منظومه فکری است که اگر گزارش‌هایی هم از مورد آن‌ها نداشته باشیم، می‌توان پی برد از کجا فیض گرفته‌اند. شخصیت برجسته‌ای که در دو اثر مهم، رد پای او را می‌بینیم، شیخ مجدالدین بغدادی خوارزم است که عطار، از او به عنوان امام نام می‌برد و این تعبیری که از او دارد، پیداست که به احتمال زیاد از بزرگان مکتب اوست.

.

کتاب: تذکرة الاولیاء/ عطار نیشابوری تذکرة الاولیاء/ عطار/ انتشارات صفی علیشاه/ چاپ پنجم ۱۳۸۵/ ۷۴۰ صفحه/۴۵۰۰تومان موضوع:شرح حال ۷۲ نفر از اولیاء و عرفای مشهور عطار که خود یکی از عرفای مشهور است، در کتاب تذکرة الاولیاءِ خود در مورد ۷۲ نفر از اولیا و عارفان مشهور شرح حال نوشته. شهرت این کتاب به غیر از این، به دلیل سادگی متن آن نیز هست که نسبت به زمان نگارش آن – قرن هفتم – قابل توجه می باشد. مشهور است که عطار کتابهای زیادی نوشته و آدم پرگوئی بوده و تذکرة الاولیاء نیز کتاب نسبتاً مفصلی از آب در آمده. ابتداء هر بخش از کتاب با جملات اغراق آمیز و مسجعی در مدح یکی از اولیا آغار می شود و اغلب بعد از آن، شرح تولد یا توبۀ او در پی می آید، و سپس حکایاتی از زندگی او و بعد جملاتی که از زبان او نقل شده و در آخر بخش، حکایات مربوط به مرگ او یا بعد از مرگ ذکر می شود. عطار برای تبرک در ابتدای کتاب ذکر امام جعفر صادق – علیه السلام – را می آورد (و خود تاکید می کند که ایشان از امامان هستند نه اولیا) و در انتها نیز ذکر منصور حلّاج و سرگذشت شگفت انگیز او را. البته بعد از باب ۷۲ که تتمۀ کتاب نیز آورده می شود، ۲۵ باب دیگر هم به کتاب اضافه شده که معلوم نیست آنهارا خود عطار نوشته یا شخص دیگر، و ناشر کتاب هم توضیحی در این رابطه نیاورده.

.

اما گویا این ۲۵ باب از طرف شخص نامعلومی بعد از عطار اضافه شده (مثل همان کاری که با کتاب مفاتیح کرده اند.جالب اینکه مولف کتاب مفاتیح گفته من راضی نیستم کسی چیزی به آن اضافه کند با اینحال به نظر می رسد ما ایرانی ها دوست داریم کتاب های مذهبی را به سلیقۀ خودمان دستکاری کنیم.) در مورد متن کتاب می توان گفت که برای افراد مبتدی مقداری دشوار است و طبیعتاَ ارتباط با کتاب برای آن ها چندان راحت نیست اما همانطور که گفتم نسبت به زمان نگارش کتاب، متن آن خیلی هم ساده و بی تکلف محسوب می شود. به هر حال داستانهای کتاب خواندنی هستند و سرگذشتهای عجیب و غریبی در این میان دیده میشود.

.

از جمله بخش های جالب توجه کتاب می توان به سرگذشت بایزید بسطامی، ابراهیم ادهم، رابعه، جُنَید بغدادی، و منصور حلاج اشاره کرد. افراد مذکور در کتاب گاه از انسان های معمولی یا حتی گناهکار و آلوده به فساد بوده اند که طی قصه هایی مسیرشان عوض شده و بعد از توبه مقامات عرفانی را طی کرده اند. مثلاً حسن بصری گوهر فروشی بود که در روم تجارت می کرد، مالک دینار انسانی زیبا و ثروتمند و مال دوست بود، حبیب عجمی مردی رباخوار بود، ابراهیم ادهم پادشاه بلخ بود (او سرگذشتی مشابه بودا دارد)، بشر حافی مستی شوریده روزگار بود که در مجالس خمر بغداد جا داشت ، فضیل عیاض دزد و راهزن بود، سَریِ سَقَطی دکانداری در بازار بغداد بود، عبد الله مبارک عاشق کنیزکی بود، شقیق بلخی تاجر، معروف کُرخی ترسازاده، و احمد حَواری عالم و دانشمند بود.

.

اما همۀ آنها بعد از توبه آنقدر کوشش کردند تا به مقام های بلند عرفانی رسیدند. برخی از این افراد حتی بر اثر حالت های استثنایی و جملات فهم نشدنی شان توسط مردم به کفر متهم می شدند، مثل منصور حلّاج یا ابو سعید خرّاز یا ابوبکر شبلی. عطار در کتاب دیگر خود منطق الطیر، هفت وادی یا هفت شهر عشق را مطرح می کند که این ها مراحل دست یافتن به عرفان هستند و عبارتند از: طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحید، حیرت و فقر. او در کتاب منطق الطیر خود یک داستان جالب عرفانی را که در مورد تلاش سی مرغ برای یافتن سیمرغ است به زبان شعر بیان می کند. عطار بجز تذکرة الاولیاء کتاب منثور دیگری ندارد و این کتاب مورد توجه شرق شناسان یا محققان در زمینۀ عرفان است. بخش هایی از متن کتاب: نفس “خصم تو با تو بر نیاید چون تو با خود برآمدی.” ص۲۷۳ آواز غیبی نقل است که (شیخ ابوالحسن خرقانی) شبی نماز همی کرد، آوازی شنید که: “هان بوالحسنُو! خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟” گفت: “ای بار خدای، خواهی آنچه را که از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟!” آواز آمد که نه از تو نه از من. ص۵۸۳ عبدالله مبارک (عبدالله مبارک) بر کنیزی فتنه شد، چنانکه قرار نداشت.

.

شبی در زمستان در زیر دیوار خانۀ معشوق تا بامداد بایستاد به انتظار او، همه شب برف می بارید. چون بانگ نماز گفتند پنداشت که بانگ خفتن(اذان مغرب) است، چون روز شد دانست که همه شب مستغرق حال معشوق بوده است. با خود گفت: “شرمت باد ای پسر مبارک که شبی چنین مبارک تا روز به جهت هوای خود برپای بودی و اگر امام(جماعت) در نماز سورتی درازتر خوانَد دیوانه گردی!” در حال، دردی به دل او فرود آمد و توبه کرد و به عبادت مشغول شد. ص۱۸۳ عالم و جاهل “عالم ترین خلق، مطیعِ ترسناک است و جاهل ترین خلق، عاصیِ ایمن است.” ص۳۵۵ لطف (یحیی معاذ) گفت: “الهی لطف و کرم تو با کسی که اَنَا رَبُّکُمُ الاَعلی گوید(یعنی فرعون) این است، لطف و کرم تو با کسی که سبحانَ رَبّیَ الاَعلی گوید چه خواهد بود؟” ص۳۲۲ گناه (یحیی معاذ) گفت: “گناهی که تو را محتاج گرداند بدو، دوستتر دارم از عملی که بدو نازند.” ص۳۱۷ شادی (ابو تراب نخشبی) گفت: “شما سه چیز دوست می دارید و از آنِ شما نیست؛ نَفس را دوست می دارید و نفس از آنِ خدای است، و روح را دوست می دارید و روح از آنِ خدای است، و مال را دوست می دارید و مال از آنِ خدای است.

.

و دوچیز طلب می کنید و نمی یابید؛ شادی و راحت. و این هردو در بهشت خواهد بود.” ص۳۱۱ معامله یکبار(سَریِ سَقَطی) به شصت دینار بادام خرید. بادام گران شد، دلّال بیامد و گفت: بفروش. گفت: به چند؟ گفت: به شصت و سه دینار. گفت: بهاء بادام امروز نود دینار است، گفت: قرار من این است که هر ده دینار نیم دینار بیش نستانم، من عزم خود نقض نکنم. دلّال گفت: من نیز روا ندارم که کالای تو به کم بفروشم، نه دلّال فروخت و نه سَری رواداشت. …یک روز بازار بغداد بسوخت او را گفتند :بازار بسوخت. گفت: من نیز فارغ شدم. بعد ار آن نگاه کردند و دکان او نسوخته بود، چون آنچنان بدید آنچه داشت به درویشان داد و طریق تصوّف پیش گرفت. ص۲۵۵

.

عطار نیشابوری فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ قمری – ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیّات فارسی‌ در اواخر سدهٔ ششم و اوایل سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری مطابق با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابورزاده‌شد. [۱] نام او «محمّد»، لقبش «فرید الدّین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده‌است. نام پدر عطّار ابراهیم (با کنیهٔ ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود. او که داروسازی و عرفان را از شیخ مجدالدّین بغدادی فرا گرفته‌بود[نیازمند منبع]، به شغل عطاری و درمان بیماران می‌پرداخت. او را از اهل سنت دانسته اند اما در دوران معاصر شیعیان با استناد به برخی اشعارش معتقدند که وی پس از چندی به تشیع گرویده یا محب اهل بیت بوده است.

عشق عطار به خون دل می‌رسد یک استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: عطار معتقد است عشق باید به خون دل برسد، همان جراحت یا زخم؛ چرا که عطار بر درد تکیه می‌کند. عبدالرضا مظاهری، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، درباره عطار گفت: مهمترین بحث در این حوزه مربوط به موضوع «عشق و دردمندی» است و این در حالی است که در مورد مبحث عشق در عرفان نظرات فراوانی مطرح است که در مقابل آن دیدگاه‌هایی چون عقل و عشق مطرح است.

.

مظاهری تصریح کرد: نکته‌ای که در عطار بسیار قابل ملاحظه است اینکه عطار می‌گوید: “عشق باید به مرحله کمال که همان درد است برسد تا دردمندی در عشق رخ بنماید. وی اضافه کرد: درست است که عشق آتش است و تمامی ظواهر وجودی عاشق را می‌سوزاند، برای همین وادی عشق را در عرفان وادی عاشق می‌دانند. * عطار درد را بسیار مهم می‌داند این استاد دانشگاه ادامه داد: عطار در تشریح این مبحث می‌گوید: “عشق مغز کائنات آید مدام/لیک نبود عشق بی دردی تمام ” ، یعنی یک عاشق زمانی به کمال می‌‌رسد که به درد رسیده باشد. وی خاطرنشان کرد: با درد انسان عاشق به کمال می‌رسد و عشق دقیقا مغز کائنات است، عطار می‌گوید: ” درد را جز ادمی در خرد نیست ” مظاهری با اشاره به شعر عطار “ذره‌ای دردم ده ای درمان من ” گفت: عطار درد را بسیار مهم می‌داند، البته مولوی نیز به درد اشارت می‌کند و معتقد است: “هر که را درد است او برده است سود ” در واقع مولانا هم به درد اهمیت می‌دهد و معتقد است: “

.

درد عشق را به کمال می‌رساند “. به گفته مظاهری، عطار می‌گوید: “درد و خون دل بباید عشق را/ قصه‌‌ای مشکل بباید عشق را “، عشق باید به خون دل برسد، همان جراحت یا زخم، چرا که عطار بر درد تکیه می‌کند. وی افزود: در گذشته‌های دور برخی به علم کیمیا معتقد بودند؛ این علم چنین بود که اگر ذره‌ای از اکسیر بر هر شی می‌ریخت مبدل به طلا می‌شد و شیء را با ارزش می‌کرد، عطار می‌گوید: فردی که می‌خواهد راه سیر و سلوک را طی کند و قدم در عرفان نهد باید اهل درد باشد.

.

به گفته این استاد دانشگاه، انسانی که اهل دل باشد می‌تواند اهل عشق هم باشد، فردی که درد جامعه و درد هم نوع را نداشته باشد ارزشی نخواهد داشت و اگر به این مرحله رسید کیمیا است. مظاهری اظهار داشت: فردی که آدم سیاست باشد و درد سیاست و ملت خود را بداند در علم خود به کمال رسیده و باید دانست هر شخصی اگر در هر عنوان و رشته‌ای دردمند باشد به کمال می‌رسد. *به گفته عطار دل جایگاه عشق است وی تصریح کرد: آن چیزی که انسان را می‌سازد اکسیر دردمندی است.

.

دل جایگاه عشق واقع می‌شود به این سبب در اسلام از آن به عنوان نقطه ایمان یاد می‌شود؛ بنا بر این عقیده خداوند می‌فرماید: “من در قلب‌های شکسته جای دارم “. وی در ادامه با اشاره به زبان حال و زبان قال و بهره عطار از آن بیان کرد: وجود با سر وجود، حیات با سرحیات، دل بر سر دل متفاوت است، اگر درصدد بازگشایی چشم هستیم باید به مواردی اهمیت دهیم. این استاد دانشگاه ادامه داد: باید حجاب‌ها کنار زده شوند، عالم ظهور خداست هنگامی که از حجاب و عالم ماده گذر کنیم، روح جسمیت می‌یابد. * زبان عطار هم زبان حال است وی گفت: گاهی لفظ جسم می‌شود، آن جام جم خود انسان است، اما انسان حجاب‌ها را بر نمی‌دارد.

.

این استاد دانشگاه بیان کرد: وجود مساوی ادراک و آگاهی است؛ اما باید دانست چرا ما آگاهی نداریم؟ و پاسخ آنکه چون حجاب‌ها را کنار نزدیم، چرا که عشق مساوی ادراک است. این پژوهشگر با اشاره به عقاید ابن‌عربی در عرفان و رابطه عام و خاص خدا با انسان‌ها گفت: خدا با هر موجودی یک رابطه خاص دارد و به انسان گفته است که من از رگ گردن به تو نزدیکترم و این به دلیل آن رابطه خاص است. ولی رابطه عام خدا با بندگانش متفاوت است. وی افزود: جذبه همان راه خاص است و اگر کسی راه خاص را پیدا کند، به یکباره منقلب می‌شود. همانطور که بارها دیده‌ایم در ناامیدی مطلق درهایی باز می‌شوند که آن راه هستی‌بخش و همان راه خاص است.

.

وی ادامه داد: به اصطلاح عرفا انسان در هر ساحتی ابزار خاص آن ساحت را دارد، هنگامی که در عالم ماده و حواس است زبان قال را دارد، ولی هنگامی که به سوی شهود راهی شود دیگر نمی‌تواند از زبان قال استفاده کند. وی با اشاره به زبان عطار تاکید کرد: زبان عطار هم زبان حال است، به این دلیل که عطار هم از عشق عبور می‌کند. * عطار معتقد است: عشق انسان عاشق را فقیر می‌کند مظاهری اظهار داشت: برخی از عرفا ممکن است به عشق نرسند و یا در مرحله عشق بمانند، اما عطار جزء افرادی است که از مرحله عشق گذر کرده و به مرحله کمال عشق که دردمندی است می‌رسد. وی خاطر نشان کرد: عطار می‌گوید: “عشق سوی درد در بگشایدت/ فقر سوی کفر ره بنمایدت “، اگر به معنای ظاهری به بیت نگریسته شود در می‌یابیم که انسان عاشق فقیر می‌شود و انسان فقیر کفر می‌گوید، و این همان زبان قال است. وی با اشاره به این بیت اضافه کرد: اما عطار می‌گوید: انسان عاشق الی الله، فقیر الی الله می‌شود، و به جنبه ممکن الوجود بودن خود پی می‌برد و می‌فهمد جز معشوق(حضرت حق) هیچ غنایی وجود ندارد. وی در خاتمه گفت: هنگامی که عاشق به این مرحله از عشق رسید به غیر حق کافر می‌شود. عطار به جهت آنکه این بیت را توصیف کند داستان شیخ صنعان را بیان می‌کند تا بگوید: عشق انسان عاشق را فقیر می‌کند و فقر او را به کفر می‌رساند.

.

عطار شاعر عرفانی خراسان /حق شعر عطار فراتر از همایش است عطار نیشابوری از عارفان و شاعران بلند نام ادبیات فارسی در اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم و از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه ای بالا برخوردار بوده است و حق شعر عطار را نمی توان تنها با همایش برآورده کرد. این شاعر نامی ایران زمین در روستای “کدکن ” که یکی از دهات نیشابور است به دنیا آمد. وی کودکی‌ خود را در مشهد گذرانید و در جوانی، به شیوه سالکان طریقت، یک دوره سفر به‌ ماوراء النهر، هند، عراق‌، شام‌ و مصر داشت و در این سفرها بزرگان ادب و دین را زیارت کرد. تألیف ها و تصنیفهای عطار را در نظم و نثر به عدد سوره های قرآن ۱۱۴ دانسته اند. دیوان قصیده ها و غزل های او که در حدود ۱۰ هزار بیت است و الهی نامه، خسرو نامه، پندارنامه، اسرار نامه، مصیبت نامه را


در تاریخ دیرین و پرفراز و نشیب کهن‌دیار ایران، کم نبوده‌اند بزرگانی که در سیر الی الله، شیفته و شیدا شده و آسیمه‌سر گام در طریق عرفان نهاده تا با فناء فی الله، نه تنها خود را از قید و بند زندگی مادی برهانند، بلکه با روی برتافتن از آن طعم و لذت وصل معشوق جاودانه را نیز دریابند.

آنچه روشن است، ادبیات پرمایه پارسی بیش از همه مدیون و مرهون این بزرگان است، زیرا همان گونه که بسیاری از اندیشمندان نام‌آور و از جمله آنان ذبیح‌الله صفا در مجموعه عظیم و ارزشمند تاریخ ادبیات ایران آورده‌اند، شعر پارسی در بن‌مایه و پیکر خود وامدار اندیشه‌های دینی و عرفانی است. حضور تاریخی شاعران برجسته و عارفان نام‌آوری چون مولوی، عطار، ابوسعید ابوالخیر، حافظ، شاه نعمت‌الله ولی، ابوالحسن خرقانی، سنایی غزنوی و بسیاری دیگر که ذکر نام یکایک آنان خود مثنوی هفتاد من کاغذی را می‌طلبد، بر درستی گفتار فوق گواه است.

در سیاهه بلند بالای اسامی عارفان پارسی‌سرا، نام سه تن دوچندان می‌درخشد و به تعبیر محمدرضا شفیعی‌کدکنی، شاعر و استاد برجسته ادبیات، در دریای پهناور ادب عرفانی، سه موج بزرگ، سه خیزاب بلند شگفتی‌زا وجود دارد؛ سنایی غزنوی، عطار نیشابوری و مولانا جلال‌الدین محمد بلخی. شعر این سه نامدار اوج و قله شعر عرفانی پارسی است و میراث اندیشه اینان بالاترین میراث معنوی‌تبار انسان در عرصه جهان‌بینی عرفانی. مولانا خود نیز اشارتی بدین مضمون داشته است:

عطار روح بود و سنایی دو چشم او ‌/‌ ما از پی سنایی و عطار می‌رویم

آنچه واکاوی و کنکاش در آثار این سه عارف پرآوازه به دست می‌دهد، آن است که در ژرفای اندیشه و عمق گفته‌هایشان، مهر و هواخواهی امام حسین(ع) کاملا هویدا و نمایان است. در حقیقت سنایی، عطار و مولوی، از امام حسین(ع) به مثابه نماد انسان کامل یاد کرده‌اند. نگارنده پیش از این در تاریخ‌های ۲۳‌/‌۹‌/‌۸۹ و ۱۳‌/‌۹‌/‌۹۰ طی دو مقاله جداگانه با عناوین، نینوا در نوای مولوی و نینوا در نوای سنایی غزنوی که در همین روزنامه به چاپ رسید، به واکاوی دیدگاه مولانا و سنایی درباره امام حسین(ع) پرداخته و در آن دو وعده داده بود که گر فرصتی مهیا شود به بازبینی افکار عطار نیشابوری نیز در این باره خواهد پرداخت. خدای را سپاس که مجال آن فراهم آمد.

فریدالدین ابوحامد محمد بن ابراهیم نیشابوری مشهور به عطار، اواخر سده ششم و اوایل قرن هفتم هجری می‌زیست. جستجو و کاوش در رسائل و دیوان‌های منثور و منظوم او که مورد تحسین و ستایش بزرگان نام‌آور قرار گرفته، پژوهشگر را بدین نکته رهنمون می‌سازد که در ژرفای اندیشه و عمق گفته‌های این عارف و شیدای شهیر، مهر و هواخواهی اهل بیت پیغمبر اکرم(ص) و آل علی(ع) کاملا هویداست. دلایل و براهین زیادی برای اثبات این مدعا وجود دارد و از آن جمله می‌توان به ابیات ذیل اشاره کرد:

اولیاء با انبیاء هر دو یکند‌/‌ هر دو نور ذات بی‌چون بی‌شکند‌/‌ مصطفی ختم رسل شد در جهان‌/‌ مرتضی ختم ولایت در عیان‌/‌ جمله فرزندان حیدر ز اولیا‌/‌ جمله یک نورند حق کرد این ندا‌/‌ پاک و معصوم و مطهر چون نبی‌/‌ این سخن را می‌نداند هر صبی

عطار در شعری دیگر که در نعت اولاد علی مرتضی(ع) سروده نیز علاقه وافر خود به خاندان پیامبر(ص) را هویدا کرده است. در این شعر او اسامی یکایک امامان دوازده‌گانه(ع) را ذکر کرده و به مدح آنان سخن گشوده است. در بخشی از این شعر عطار بصراحت اذعان داشته که اهل بیت پیامبر(ص) پیشوایان خلق و شمعی فروزان برای رهپویان دین هستند:

  • سالکان کار حق ایشان بدند‌
  • مظهر انوار حق ایشان بدند‌
  • پیشوای خلقشان می‌دان یقین‌
  • آن‌که ایشانند شمع راه دین

از آنچه گفته آمد، مقام و منزلت والای خاندان حضرت محمد(ص) نزد عطار پدیدار گشت، اما بایسته و شایسته است یاد شود، سیمای امام حسین(ع) و واقعه جانسوز عاشورا در تفکر او واجد جایگاهی خاص و ویژه است. درحقیقت فراز و رفعت مقامی که حسین بن علی(ع) در اندیشه عطار دارد، بس خیال‌انگیز می‌نماید. این مفهوم را اشعاری که او سروده به وضوح مشخص و نمایان می‌کند.

  • کاشکی ای من سگ هندوی او‌
  • کمترین سگ بودمی در کوی او‌
  • یا در آن تشویر آبی گشتمی‌
  • در جگر او را شرابی گشتمی

بویژه در آن زمان که بر دشمنان و قاتلان نواده پیامبر(ص) می‌تازد و آنان را لعن و نفرین می‌کند:

  • کفرم آید هرکه این را دین شمرد‌
  • قطع باد از بن زفانی کین شمرد‌
  • هرکه در رویی چنین آورد تیغ‌
  • لعنتم از حق بدو آید دریغ

آنچه نمایان است، روایت عطار از عاشورا بسیار تراژیک و غمبار است. او ماجرای عاشورا را با تلخی تمام روایت می‌کند:

کیست‌ حق‌ را پیمبر را ولی‌‌

  • آن‌ حسن‌‌سیرت حسین‌ بن‌ علی‌‌
  • آفتاب‌ آسمان‌ معرفت‌‌
  • آن‌ محمد‌ ـ صورت‌ و حیدر‌صفت‌‌
  • نه‌ فلک‌ را تا ابد مخدوم‌ بود‌
  • زآن‌ که‌ او سلطان‌ ره‌ معصوم‌ بود‌
  • تشنه‌ او را دشنه‌ آلوده‌ به‌ خون‌
  • نیم‌ کشته‌ گشته‌ سرگشته‌ به‌ خون‌‌
  • آن‌ چنان‌ سر را که‌ بُرد بی‌دریغ‌‌
  • کافتاب‌ از درو آن‌ شد زیر میغ‌‌
  • گیسوی‌ او با به‌ خون‌ آلوده‌ شد‌
  • خون‌ گردون‌ از شفق‌ پالوده‌ شد

با این وجود نیازمند یادکرد است، غم انگیز بودن ماجرای کربلا مشخصه اصلی باور عطار نیست، بلکه عمده توجه او معطوف به تفکر و روش امام حسین(ع) است. حسین(ع) از منظر عطار کسی است که به مقام یقین رسیده و به این جهت توانسته است از مراتب ظاهر و باطن وارهد و مقام رضای پروردگار را به دست آورد:

  • جان خود ایثار کردند از یقین‌
  • درگذشتند از مکان و از مکین

عطار، حسین بن علی(ع) را الگو برمی شمرد و منش و روش ایشان را شایسته تقلید. به باور وی، آن کس که به راستی رهرو راه حق است باید مانند حسین(ع) خود را آماده فدا و فنا ساختن بهر حق کند. به دیگر سخن در آموزه‌های عرفانی عطار، شهادت امام حسین(ع) بلندا و اوج عرفان عملی به شمار می‌آید و از این‌روست که به مریدان خویش سفارش می‌کند چونان حسین(ع) نفس خویش را فدا سازند و با فنای خود به وصل خدا رسند.

  • ور پرسندت که چیست ایمان‌
  • گو روی ببین و نعره‌زن باش‌
  • گر روی بدین حدیث داری‌
  • چون ابراهیم بت‌شکن باش‌
  • ورگویندت بباید سوخت‌
  • تو خود ز برای سوختن باش‌
  • ورکشتن تو دهند فتوی‌
  • در کشتن خود به تاختن باش‌
  • مانند حسین بر سر دار‌
  • در کشتن و سوختن حسن باش ‌
  • انگشت زن فنای خود شو‌
  • و انگشت‌نمای مرد و زن باش

به تعبیر دیگر عطار، شهادت حسین(ع) را به‌سان نمونه و الگوی منحصربه‌فردی در پیش‌روی رهپویان طریق حق معرفی می‌کند که در تاریخ جهان همانندی برای آن یافت نمی‌شود. البته عطار تقلید از حسین(ع) را تنها به سبب فداکاری جانانه یا شهادت آن امام بزرگوار به توسط اشقیای بدنهاد و ستمکاران بدذات جایز نمی پندارد، بلکه از دید او آنچه این مهم را بایسته‌تر و ضروری‌تر می سازد، جهاد جانانه امام با نفس و سربلندی و پیروزی نهایی ایشان در این آوردگاه سخت و جانفرساست. این مهم میسر نشده مگر به‌واسطه عشق الهی سرشاری که تمام وجود امام حسین(ع) را در بر گرفته است:

  • کار ما بگذشت از فرهنگ و سنگ‌
  • بیدلان عشق را فرهنگ نیست‌
  • راست ناید نام و ننگ و عاشقی‌
  • درد در ده جای نام و ننگ نیست‌
  • نیست منصور حقیقی چون حسین‌
  • هر که او از دار عشق آونگ نیست

و دقیقا به همین سبب به زیبایی تمام باور خویش از ماجرای کشته شدن حسین(ع) می‌نماید و اذعان می‌دارد که خون حسین(ع) تا قیامت خواهد جوشید:

  • گر هستی تو اهل پرده راز‌
  • از این پرده به راز می‌ده آواز‌
  • بسی خون کرده‌اند اهل ملامت‌
  • ولی این خون نخسبد تا قیامت‌
  • هر آن خونی که بر روی زمانه است‌
  • برفت از چشم و این خون جاودانه است‌
  • چو ذاتش آفتاب جاودان بود‌
  • زخون او شفق باقی از آن بود‌
  • چو آن خورشید دین شد ناپدیدار‌
  • درآن خون چرخ می‌گردد چو پرگار

و صدالبته باز از همین روی است که خود را حسینی‌مذهب و بنده شهید کربلا می‌خواند و هرکس را که تلاش ندارد تا حسین‌وار زندگی کند با یزید همسان می‌کند:

  • ما حسینی مذهبیم و پاک دین‌
  • با خوارج بسته‌ایم اینجای کین‌
  • ما شهید کربلا را بنده‌ایم‌
  • خویش را برخاک او افکنده‌ایم‌
  • من حسینی تو یزیدی ای پلید‌
  • گشته‌ای باب جهنم را کلید

می‌توان گفت به باور عطار، معرفت دقیق به شخصیت امام حسین(ع) و ماهیت راستین عاشورا برای هر فرد تنها در صورتی ممکن می‌شود که بریدن از هر آنچه دلبستگی آرد را پیشه کند. در واقع پیرو چنین تفکری است که عطار از خداوند می‌خواهد فریادرس عاشقان در رمزگشایی از این سر باشد:

  • یا رب این سر را تو می‌دانی و بس‌
  • خستگان عشق را فریاد رس

به‌عنوان پایانی بر این مختصر و به مثابه برآیند کلام می‌توان اذعان داشت که عطار نیز به‌سان سنایی و مولانا مومنان را به این نکته هشدار می‌دهد که بی‌قراری در عزای حسین بن علی(ع) برای نیل به راه حق کافی نیست، بلکه تفکر در چند و چون ورود امام به این مسیر وصال است که اگر درست درک شود، راهنمای ارزشمندی خواهد بود.

امیر نعمتی لیمائی

.

معرفی فریدالدین عطار نیشابور

منبع : روزنه

جدیدترین اخبار نیشابور را در سایت نیشابوریا دنبال کنید.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *