شهر زیبا و مذهبی دررود

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

دررود,شهر درود,نیشابور,درود نیشابور, امام زادگان عین علی(ع) ,آبشار درود,گردشگری درود,

شهر زیبا و مذهبی دررود

شهر دررود از توابع بخش زبرخان شهرستان نیشابور، با طول جغرافیایی: ۰۷ / ۵۹، عرض جغرافیایی: ۰۸ / ۳۶ و ارتفاع: ۱۵۶۰متر، در ۳۴ کیلومتری جنوب شرق نیشابور، هفت کیلومتری شمال جادۀ بین المللی مشهد – نیشابور، پنج کیلومتری شمال قدمگاه، ۳۸ کیلو متری جاغرق و ۱۰۰ کیلومتری مشهد قرار دارد. این آبادی به مثابه گوهری در دل دامنۀ جنوبی رشته کوه بینالود خود نمایی می کند.

.

کوه داس در چهار کیلومتری شمال غربی و کوه چالیدر در شش کیلو متری شمال شرق آن واقع است. این شهر به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی، و عدم قرار گرفتن در مسیر جادۀ اصلی شکل بسته ای دارد و از نظر ارتباطات سیاسی و اداری دارای مشکلاتی می باشد.

.

دررود دارای وسعتی بالغ بر ۱۶۶۷۶۷۹ متر مربع (۱۶۷هکتار)است که حدود ۴۸ هکتار (۳۰%) را اراضی خالص شهری، ۷۰ هکتار را باغات (۴۲%)، ۳۵ هکتار را زمین های بایر و ۱۳ هکتار را زمین های کشاورزی به خود اختصاص داده اند.

.

وجه تسمیه دررود

.

چنانچه از نام این شهر بر می آید، آب و رودخانه عامل شکل گیری این آبادی بوده است. در واقع شهر دررود نوزاد رودخانۀ آن است و شرایط طبیعی حاکم بر این نقطه باعث سکونت جمعیت انسانی در این مکان بوده است. در فرایند تشکیل آبادی ها و شهر ها عوامل طبیعی گوناگونی ازقبیل: رودخانه، دریا، چشمه و…تاثیر گذارند، دررود نیز از این قاعده مستثنی نبوده است، عامل شکل گیری آن بخشی از نام آن را تشکیل داده است.

.

دررود می تواند شکل تغییر یافتۀ کلمـات “درۀ رود”، “دورود”; “دَه رود”; یا “دِه رود”; باشد، که به نظر می رسد معنای دوم دور از واقعیت نباشد، زیرا رودخانۀ دررود متشکل ازدو رود است که از دو درۀ کمر زرد و خانه سفید سرچشمه می گیرند و در مکانی به نام “دو رو” یعنی مکان پیوند دو رودخانه به هم می رسند. البته برخی معنای سوم را در نظر گرفته، معتقدند رودخانۀ دررود در گذشته از به هم پیوستن ده رود کوچک و بزرگ شکل می گرفته ولی مطالعات میدانی چنین نظری را تأیید نمی کند. در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران (خراسان) تهیه شده توسط ستاد ارتش در سال ۱۳۲۹ش، آمده: دررود سابقاً موسوم به “ده رود” بوده است.

.

که البته مشخص نکرده منظور، ده رودخانه است یا دهی که در مجاورت رود قرار گرفته است. سید محسن امین در اعیان الشیعه در مورد دررود می گوید: “دررود کلمۀ ای فارسی است و از ترکیب دو واژۀ ” در” به معنی” باب ” به عربی و”رود” به معنی” نهر” است، زیرا این آبادی در دهانۀ رود قرار گرفته است. در این جا این نکته را متذکر می شویم که نام این آبادی در منابع به چهار صورت: “دررود”، ” درود، “ده رود” و “درّود” ؛ ثبت گردیده است. جالب است بدانیم در شهرستان جیرفت دو آبادی به نام” دررود” در شهرستان بم مکانی به نام ” دررود پایین” ، در شهرستان های تربت حیدریه و بیرجند نیز آبادی هایی به نام” دررودی” داریم. همچنین در شهرستان های بروجرد، تهران، مریوان و نقده نیز مکان هایی به نام ” درود” داریم. در منابع عربی متعلق به قرون پنجم وششم هجری از روستایی به نام ” طَخروذ” در منطقۀ نیشابور یاد شده که احتمال دارد این کلمه شکل تغییر یافتۀ ” دررود” باشد.

.

امامزادگان همنام امامزادگان دررود

.

تهران – امامزاده عين علی(ع) و زين علی (ع)

این امامزادگان از نوادگان حضرت امام سجاد (ع) به شمار می روند که بقعه متبرکه آن بزرگواران در تهران، بزرگراه آيت الله اشرفی اصفهانی در منطقه پونک و در امتداد روخانه فرحزاد قرار گرفته است. محوطه بقعه به مساحت بيش از پنج هزار متر مربع مشجر، فوق العاده زيبا و محصور به باغهای منطقه پونک است .

.

ساختمان اصلی بقعه به مساحت ۱۲۰ متر مربع، آجری با پوشش شيروانی مربوط به زمان قاجاريه است و طبق کتيبه کاشی سر در ورودی حرم در سال ۱۲۵۰ ق توسط خانواده فرمانفرما تعمير گرديده است. نمای داخلی حرم آينه کاری و حسينيه ای در سمت غرب حرم احداث شده است .ضريح چوبی ،معمولی و مشبک قبلا در بقعه، مرقد مطهر را درميان داشته است. ارتفاع ديوار حرم ۳ متر و ارتفاع عرقچين زير گنبد تقريبا ۲ متر است که گچ کاری شده است .در سال ۱۳۸۱ ش فعاليتهای عمرانی جديدی در بقعه شامل ديوارکشی اطراف ، احداث دفتر آستانه ،ساختمان سرايدار،آشپز خانه و درمانگاه با نظارت اداره فنی و عمران موقوفات استان تهران انجام گرديده است.

.

تبریز – امامزادگان عون بن علی و زید بن علی معروف به عين علی(ع) و زين علی (ع)

.

امام زاده عون علی(ع) و زین علی(ع)، این آرامگاه بر بالای بلندترین قله ی کوه سرخاب که مرتفع و مشرف به همه ی شهر است، واقع و به اعتقاد مردم، مدفونان در آن، عون بن علی(ع) و زید بن علی(ع) هستند که در تداول عام، به صورت «عین علی» و «زین علی» تحریف یافته است. اعتقاد مردم بر این است که هر دو، فرزند بلاواسطه حضرت امیرالمومنین علی (ع) هستند، ولی در کتب معتبر از جمله ارشاد شیخ مفید در بین فرزندان علی بن ابی طالب (ع) اسامی عون و زید وجود ندارد. ولی در همین کتاب، از فرزندی به نام یحیی که مادرش اسماء بنت عمیس بوده، نام برده شده که محدث قمی، او را عون نامیده و به گفته ی صاحب روضة الشهدا، در دشت کربلا به دست دشمنان کشته شده است.

.

ماسوله – امام زادگان عین علی(ع) (تازه امام زاده) و امام زاده زین علی(ع)

.

بقعه متبرکه این دو امام زاده در روستای اشکلت درفاصله ۵/۱ کیلومتری ماسوله و در ارتفاعات شمالی قرارگرفته است. براساس اعتقاد اهالی، از پسران امام موسی کاظم (ع) هستند. این دو امام زاده به فاصله ی نزدیک به هم، اما در سوی پیچ جاده ماسوله در پایین و بالای هم دیگر قرار گرفته و تقریباً شبیه به یک دیگرند. بنایی است با سقف بتنی و بام حلب سر، شامل اتاقی از چهار گوش که گنبدی شلجمی شکل با قاعده ۸ ضلعی در گذشته بر بالای آن قرار داشت. صندوقی چوبین مشبک در وسط بنا است و مسجد مستطیل شکل متصل به این بقعه می باشد.

.

نسل سادات دررود

.

نکتۀ مهم مربوط به خطۀ دررود، مهاجرت ذریۀ پیامبر۶ و آل علی۷ به این آبادی است. فقدان منابع مکتوب، عدم توجه سادات این آبادی به ثبت شجره‎نامۀ خود و حفظ آن، اظهار نظر قطعی در این‎خصوص را مشگل کرده است. سادات این شهر که دو سوم جمعیّت آن را تشکیل می‎دهند و عمدتاً حسینی و عدّۀ معدودی نیز موسوی هستند، به‎طور قطع بیش از دورۀ صفوی به این‎جا مهاجرت کرده‎اند. شاید اجداد بزرگ ایشان در قرون پنجم و ششم هجری این مکان را برای سکنی برگزیده باشند. علاوه بر این، طبق استناد کتب انساب، سادات از همان قرن دوّم و سوم هجری به خطۀ نیشابور مهاجرت کرده[۱]و در این شهر و آبادی‎های مجاور آن مسکن گزیدند.

.

(بر گرفته از وبلاگ :http://www.ghoharbinalod.persianblog.ir)

مکتوبات برجای مانده از دورۀ صفوی و قاجار تأییدی دیگری بر این مدعاست؛ سند وقفنامۀ قسمتی از املاک دررود بر آستان قدس رضوی در دورۀ سلطان حسین صفوی، نشانگر آن است که ۳۰ نفر از مجموع ۷۸ نفر واقف را سادات این آبادی تشکیل می‎دادند،[۲] که درمجموع ۳۸ % واقفان سادات بوده‎اند.

.

گزارش‎های بر جای مانده از دورۀ قاجار از جمله آوردن جملاتی از این قبیل که: «این قریه قدیم النسق است. چهارصد و پنجاه خانوار سکنه دارد. من جمله سیصد خانوار سادات»[۳]و همچنین این جمله که «درود ۸۰۰ واحد مسکونی دارد که بخش عظیمی از آن محل سکونت سادات است.»[۴]سندی بر اصالت سادات در این مکان است.

.

با توجه به قراین و شواهد موجود می‎توان چند احتمال را در خصوص سادات حسینی دررود در نظر گرفت:

الف: شاخه‎ای از سادات دررود از خاندان علی العریضی[۵] بن امام صادق۷ هستند. بنا بر تصریح برخی منابع، خاندان علوی عریضی دررودی سبزواری، که شامل آیت‎الله حاج سید‎ابراهیم بن ابراهیم بن میرزامعصوم علوی عریضی دررودی سبزواری و فرزندش سید‎محمدمهدی و نوه‎اش؛ سید‎محمدحسن بن سید‎محمدمهدی است – که از علمای بزرگ سبزوار هستند- در اصل از ساکنان دررود بوده‎اند و آن‎چه آشکار است، جد بزرگ ایشان؛ میرزا معصوم در حدود سال ۱۲۰۰ق از دررود به روستای کیذقان سبزوار رفته و پس از آن، این خانواده در شهر سبزوار ساکن شده‎اند.

.

[۶] گواه دیگر بر این مدعا، تصریح کتاب‎های انساب به مهاجرت سادات عریضی به نیشابور است، از جملۀ آن‎ها: «جعفر بن حسن بن عیسی الرومی بن محمد الاشرف بن عیسی بن محمد الاکبر بن علی العریضی بن امام صادق۷»، «ناصر بن حسن بن علی بن حسین بن احمد بن حسین بن احمد الشعرانی بن علی عریضی»،[۷] اعقاب «حسین بن احمد الابح بن عیسی بن محمد الاکبر بن علی العریضی»[۸] و دیگر اعقاب «حسن معروف به حمیدان بن احمد بن حسین الرقی بن احمد الشعرانی بن علی العریضی» در نیشابور بوده‎اند.[۹] به هرحال یک شاخه از سادات حسینی دررود، به‎طور قطع از سادات عریضی می‎باشند.

.

ب: شاخۀ دیگری از سادات حسینی دررود به احتمال از اعقاب «آل زباره» و از نسل «محمد بن عبدالله بن حسن المکفوف بن حسن الافطس بن علی الاطهر بن زین‎العابدین» باشند؛ زیرا طبق شجره‎نامۀ موجود، نسب سادات روستای پوست‎فروش در چهار کیلومتری جنوب دررود به این خاندان بازمی‎گردد.[۱۰]روستای پوست‎فروش قبل از دورۀ مغول رونق خاصی داشت و به عنوان یکی از ربع‎های نیشابور، روستاهای بزرگ و آبادی داشته است،[۱۱] که یکی از روستاهای زیر مجموعۀ آن، دررود بوده است. پس از دورۀ مغول و به‎خصوص در دورۀ صفوی از رونق آن کاسته شد و به احتمال زیاد بخشی از جمعیّت آن به روستاهای اطراف، از جمله دررود مهاجرت کرده‎اند و در واقع پوست‎فروش و دررود در یک مجموعه آبادی قرار داشته‎اند.

.

طبق استناد منابع، آب قسمتی از مزارع و باغات پوست‎فروش و اسفریس (قدمگاه) از رودخانۀ دررود تأمین می‎شده است.[۱۲]تحقیق درکتب متقدم انساب نیز این نکته را تأیید می‎کند که آل‎زباره در نیشابور جمعیّت زیادی را تشگیل می‎داده‎اند. در بارۀ دو نفر از این خاندان به نام‎های: «احمد ابوعلی الاکبر بن ابوالحسن محمد بن ظفر بن محمد بن احمد بن محمد الزباره بن عبدالله بن حسن المکفوف بن حسن الافطس بن علی الاطهر بن زین‎العابدین» و برادرش «ابوسعید زید» این جمله آمده: «لَهُما اَعقابٌ کَثیرهَ بِنیسابور»[۱۳]

.

نکتۀ دیگر اینکه از همین سادات آل زباره در روستای سوقند در حدود ۱۵ کیلومتری دررود افرادی ساکن بوده‎اند. یکی از ایشان به نام قطب‎الدین ابوعلی حیدر بن حسین بن محمد علوی سوقندی به تبریز مهاجرت می‎کند و سپس در سال ۷۰۷ ق برای ثبت نسـبـش به بغداد، نزد رضی‎الدین ابی‎القاســم علی بن طاووس حســـنی می‎رود.[۱۴]

.

ج: به احتمال شاخه‎ای از سادات حسینی دررود، از سادات مشهور به قدمگاهی یا اسفریری هستند. سادات قدمگاه یا اسفریر به دو شاخه تقسیم می‎شوند. شاخه اصلی که به سادات حسینی «اشرفیه» مشهورند، برخی از نسل «عبدالجلیل بن عبداللطیف بن شمس الدین محمد بن مظفر بن طاهر بن فضل الله بن نصرالله بن ناصر بن طالب بن یحیی بن محمد بن زید بن عیسی بن علی بن مطهر بن محمد بن عیسی (علی) الجندی بن محمد المضیره(مغیره) بن جعفر الکوفی بن عیسی (علی) غضاره بن علی بن حسین الاصغر بن امام زین‎العابدین(۷)»هستند[۱۵] و عدّه‎ای نیز از نسل سیدحسن و سیدحسین فرزندان ابومسلم بن ناصر بن طالب بن یحیی بن محمد بن زید بن عیسی بن علی بن مطهر بن محمد بن عیسی (علی) الجندی بن محمد المضیره(مغیره) بن جعفر الکوفی بن عیسی (علی) غضاره بن علی بن حسین الاصغر بن امام زین‎العابدین(۷)» می‎باشند.[۱۶]

.

شاخه دوم از سادات «بنی مختار» می‎باشند. در شجره نامه خاندان ‎آیت‎الله سیدمحمود حسینی شاهرودی فردی به نام «سیدمحمد تقی (صاحب شمشیر) بن سیدعلی بسطامی بن نعمت‎الله بن محمد بن ابراهیم حسین بن نظام الدین حسن نسابه بن جلال الدین ابراهیم بن شمس الدین علی سبزواری بن عبدالمطلب بن ابونصر ابراهیم بن عبدالمطلب بن شمس الدین علی سبزواری بن تاج‎الدین حسن بن شمس الدین علی بن ابوجعفر محمد بن عدنان بن ابوعلی عمر المختار بن محمد امیر الحاج بن الاشتر بن عبیدالله الثالث بن علی بن عبیدالله الثانی بن علی الصالح بن عبیدالله الاعرج بن حسین الاصغر بن زین العابدین(۷)» از منطقه هزارجریب به قدمگاه مهاجرت و در آنجا ساکن می‎گردد. ظاهراً وی و فرزندش شاه‎حسین و نوه‎اش سیدابوالحسن در قدمگاه بوده‎اند.[۱۷]

.

فاصله قدمگاه تا دررود پنج کیلومتر است. بعید نیست که نسب شناسان به طور کلی سخن گفته باشند و سادات دررود را نیز در زیر مجموعه سادات قدمگاه آورده باشند.‎ این امر آنگاه مورد تأیید است که بدانیم عدۀ زیادی از سادات منطقۀ نیشابور و سبزوار نسبشان به سادات اشرفیه ختم می‎شود و اجداد بزرگ این سادات نیز به مانند آل زباره از قرون چهارم و پنجم هجری در منطقۀ نیشابور سکونت داشته‎اند.

.

د: احتمال دیگر اینکه شاخه‎ای از سادات حسینی دررود از نسل عبیدالله الاعرج بن حسین الاصغر بن زین العابدین۷ باشند، زیرا بنا بر تصریح کتاب نیشابور شهر فیروزه اثر فریدون گرایلی و اظهارات برخی مردم محل، عدّه‎ای از ساکنان دررود، در اصل مهاجرینی از شهر کدکن، در جنوب نیشابور هستند.[۱۸] اگرچه در کتب انساب ذکری از سادات حسینی کدکن به میان نیامده، ولی شجره‎نامه‎ای به مهر علمای معاصر از جمله: آیت‎الله مرعشی، آیت‎الله زنجانی و آیت‎الله سنابادی وجود دارد که نسب سادات آن آبادی را به علی الصالح بن عبیدالله الاعرج بن حسین اصغر بن زین‎العبدین۷ می‎رساند.[۱۹]

.

هـ : احتمال آخر اینکه شاخه‎ای از سادات حسینی دررود از نسل امامزاده محمد محروق نیشابور باشند، زیرا یکی از سادات روستای خرو در همسایگی دررود، از همین شاخه در قرن ششم نزد بیهقی نسب‎شناس معروف آن قرن رفته و نسبش را چنین ثبت کرده است: «حیدر الخوافی بن حسن بن محمد بن ابی‎عبدالله علی بن محمد بن حسین بن محمد بن حسین ذی‎الدمعه بن زید بن امام سجاد(ع)»[۲۰] و حال آنکه ساکنین خرو سفلی اغلب سادات حسینی هستند و خود را مهاجرینی از قلعۀ امروندِ دررود به آنجا می‎دانند.

.

نکتۀ دیگر در خصوص سادات سخنان مردم محل است. برخی از آن‎ها که سادات حسینی هستند، خود را مهاجرینی از دهبار؛ یکی از روستاهای کوهپایه‎ای مشهد می‎دانند. همچنین عدّه‎ای از این سادات حسینی این شهر از ساکنین غور، از ولایات افغانستان به دررود می‎باشند و برخی دیگر نیز که به سادات امرندی شهرت دارند از روستای امرند به دررود آمده‎اند.

سادات موسوی دررود نیز به احتمال از اعقاب هارون بن موسی الکاظم۷، محمد بن علی النقی۷، ابراهیم بن موسی الکاظم۷ و حمزه بن موسی الکاظم۷می باشند، زیرا اکثر سادات مهاجر به منطقۀ نیشابور از اولاد امامزادگان یاد شده بودند.[۲۱]

.

برخی از سادات موسوی دررود، به سادات « موسوی عمادی» مشهورند، که این پسوند فامیلی از نام جد آن‎ها «عماد الدین» گرفته شده است و این عمادالدین احتمال دارد همان «عمادالدین ابی‎جعفر محمد بن علی بن هارون بن محمد بن هارون بن محمد بن جعفر الدقاق بن جعفر بن محمد بن احمد بن هارون بن احمد بن هارون بن موسی الکاظم۷» باشد که از مشاهیر سادات نیشابور و نسابۀ آن شهر در قرن ششم هجری بود و بازماندگانش نیز ساکن آن شهر بودند.[۲۲]شاید هم برخی از آن‎ها از اولاد «میر عمادالدین » از مشاهیر سادات دررود در دورۀ قاجار باشند، که در سال ۱۲۸۸ق. یک سهم از نهر بالاده دررود را وقف بر امامزادگان عین‎علی و زین‎علی می‎نماید.[۲۳]

.

احتمال دیگری که در مورد سادات موسوی دررود وجود دارد، اینکه آن‎ها از نسل امامزادگان عین‎علی و زین‎علی دررود باشند، که بنا بر شهرت محلی از نسل امام جواد۷ می‎رسانند.

محور گردشگری جاغرق ـ کردینه ـ دررود (مسیر مشهد به نیشابور)

این مسیر بسیار زیبا و با مناظر متنوع طبیعی از جاغرق مشهد آغاز شده و پس از طی حاشیه رودخانه، دره‌های زیبا و همچنین ارتفاعاتی که پوشیده از گیاه می‌باشد به کردینه امتداد می‌یابد. در نهایت پس از کردینه نیز راه به سمت درود در نیشابور منحرف شده و در مجموع پس از ۱۳ ساعت پیاده‌روی و گذشتن از رودخانه و دره زیبای نرمپا, آبشار درود آشکار می‌شود. مبدأ حرکت در این مسیر برای گروه‌های علاقه‌مند از جنب مسجد جامع جاغرق در مسیر رودخانه می‌باشد. این راه در فصول گرما و زمستان از جذابیت‌های خاصی برخوردار است که از مواهب طبیعی به شمار می‌آید.

.

[۱] . ابن طباطبا، ابواسماعیل ابراهیم، مهاجران آل ابوطالب، ص ۴۱۵. علاوه بر امامزادگان مدفون در این آبادی که به اعتقاد اهالی در قرن سوم در این مکان آرمیده‎اند، سنگ قبری سیاه رنگ متعلق به حدود سال۷۰۰ق چندی قبل در محل مزار کنونی پیدا شد که از آن یکی از سادات بود و این نکته را ثابت می‎کرد که بی تردید سادات این آبادی در قرن هشتم در این مکان ساکن بوده‎اند. پاک زبان، نسرین، «جغرافیای دررود نیشابور» ص۴.

.

[۲] . مولوی، عبدالحمید، پیش نویس موقوفات آستان قدس، ج ۲، ص ۱۴۸-۱۵۳؛ منجم باشی، میرزا عبدالباقی، کتابچۀ موقوفات آستان قدس (نسخۀ خطی )، ص ۱۷۷-۱۷۹.

[۳] . دررودی، میرزا حسین، کتابچۀ نیشابور، ص ۸۸ .

[۴] . وزارت جنگ انگلیس، فرهنگ جغرافیایی ایران (خراسان)، ص ۴۳۳.

[۵] . عریضی منسوب به عریض یکی از روستاهای اطراف مدینه است. این روستا از امام صادق۷ به ارث به فرزندش علی رسید و اعقاب علی به خاطر سکونت او در عریض به عریضی شهرت دارند.

[۶] . بیهقی، محمود، سبزوار شهر دانشوران بیدار، ص۱۵۹؛ شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان،ج ۵، ص ۳۱۸.

[۷] . ابن طباطبا، ابواسماعیل ابراهیم، مهاجران آل ابوطالب، ص ۳۳۷.

[۸] . فخر رازی، الشجرة المبارکه، ص ۱۱۲.

[۹] . مروزی ازورقانی، اسماعیل، الفخری فی انساب الطالبیین، ص ۳۲.

[۱۰] . کیا گیلانی، سیداحمد، سراج الانساب، ص ۱۶۹.

[۱۱] . حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور الحاکم، ص ۲۱۷.

[۱۲] . مستوفی، حمدالله، نزهت القلوب، ص ۲۲۷.

[۱۳] . فخر رازی، همان، ص ۱۷۳- ۱۷۴.

[۱۴] . ابن فوطی، مجمع الآداب، ج ۳، ص۳۷۶.

[۱۵] .‎ کیا گیلانی، همان، ص۱۵۶.

[۱۶] . همان، ص ۱۴۶ و ۱۵۶.

[۱۷] . موسوی، سید فاضل، الشجره الطیبه، ج۲، ص۵۳.

[۱۸] . گرایلی، فریدون، نیشابورشهر فیروزه، ص ۷۰۲.

[۱۹] . شجره نامه حاج سیدسعید علایی کدکنی.

[۲۰] . بیهقی، ابوالحسن علی (ابن فندق )، لباب الانساب، ج ۲، ص ۲۸۶.

[۲۱] . ابن طباطبا، همان، ص ۴۱۷.

[۲۲] . فخر رازی، الشجره المبارکه، ص ۱۴.

[۲۳] . سند وقف‎نامه میرعماد الدین.

.

شهر زیبا و مذهبی دررود، تحقیقی از فرزند دررود

منبع: روزنه

جدید ترین مطالب گردشگری نیشابور را درسایت نیشابوریا دنبال کنید

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *