جنگ زاوه؛ تبلور توطئه برای حذف رهبری معنوی شیخ حسن جوری

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

حذف رهبری معنوی شیخ حسن جوری,شیخ حسن جوری,رهبری معنوی شیخ حسن جوری,تاریخ نیشابور,نیشابور,

جنگ زاوه؛ تبلور توطئه برای حذف رهبری معنوی شیخ حسن جوری

 منطقه‌ای است که در حزاوه نامدود تربت حیدریه امروزی قرار می‌گیرد. همچنین نام یکی از بخش‌های شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی بوده که با ارتقاء در تقسیمات سیاسی استان، شهرستان زاوه را تشکیل داده است.

منطقه‌ی تاریخی زاوه، در سیزدهم صفر سال ۷۴۳ هجری، شاهد نبردی میان دو دولت شیعی و سنی حاکم بر خراسان بزرگ بوده است؛ دولت شیعی‌مذهب سربداران در غرب و دولت سنی‌مذهب آل کورت (آل کُرت) در شرق خراسان. جنگ زاوه، نبردی است که اهمیت ایدئولوژیک و سیاسی ویژه‌ای دارد و نتایج آن تاثیرات گسترده‌ای در منطقه شرق کشور، به همراه داشته است. کلید جنگ زاوه، را باید در شهادت رهبر فکری و مذهبی شیعی –شیخ حسن جوری نیشابوری- و تاثیر این رویداد بر سرنوشت نبرد و طرف‌های نقش‌آفرین در آن جست.

.

پیدایش دولت انقلابی شیعی سربداران در خراسان و پیروزی آن بر خوانین مغول در آن خطه، برای ملک معزالدین کورت به منزله اعلان خطر بود، زیرا ملک معزالدین در آن زمان، ادعای رهبری مسلمانان سنی‌مذهبی را در خراسان داشت و خود را «ملک الاسلام» می‌خواند. با این وصف، گسترش نهضت تشیع در خراسان، برخلاف خواست حکام غیرشیعی‌مذهب و سیاست مذهبی ملک هرات و طرفداران او بود. ابن بطوطه که پس از جنگ زاوه، از قلمرو ملک معزالدین دیدن کرده است به صراحت در کتاب خود آورده است: «این قوم، جملگی مذهب رفض (شیعی) داشتند و سودای برانداختن ریشه تسنن از خراسان را در سر می‌پختند.»

.

بنابراین جلوگیری از نفوذ این نهضت شیعی، برای ملک معزالدین، از لحاظ مذهبی ضرورت داشت و از طرفی، هدف شیخ حسن جوری هم که رهبری فکری و عقیدتی سربداران را بر عهده داشت، اشاعه نوعی حکومت مطلوب الهی در روی زمین بود. او به این قانع نبود که سربداران، تنها چند شهر و ناحیه را به دست آورنند و برای خود، دولتی تشکیل دهند، بلکه بر خود و طرفدارانش فریضه می‌داشت که با ظلم و ستم و فساد، مبارزه کنند و حکومتی بر مبنای عدل و قسط پدید آورند. او حکومت طغاتیمور، ارغونشاه و آل کورت را مخالف اسلام، و سیاست آنان را به ضرر مسلمین معرفی می‌کرد.

.

چون سرکرده آنان، ملک معزالدین کورت بود، جنگ با آن دولت را به طرفداران خود توصیه می‌کرد، مصداق کار را در پیام شیخ حسن به قاصد طغای‌تیمور می‌یابیم: « … شیخ فرمود که پادشاه و ما را اطاعت خدای عزّ و علا می‌باید کرد و مقتضی قرآن مجید عمل می‌باید نمود و هر که خلاف این معنی، عمل کند عاصی باشد و بر دیگران واجب است که به دفع او قیام نمایند.» وی به ملک حسین ]کورت[ نیز نوشت: « … به حکم شرع، دزد را باید دست برید …» بنابراین، ملاحظه می‌کنیم که یک جنگ عقیدتی ریشه‌دار بین دو حکومت برپا بود و شیخ حسن جوری، برخورد با آل کورت را بر سایر امور مقدم می‌دانست و وجیه‌الدین مسعود را به این امر، تشویق و ترغیب و بلکه موظف می‌نمود..

.

می‌توان گفت که چون وجیه‌الدین مسعود هم تحت نفوذ شیخ حسن و طرفداران تندرو او قرار گرفته بود و می‌خواست با گسترش جنگ و ادامه کشتار، از فشار جناح درویشان بکاهد. یا به نحوی تفوق خود را تثبیت نماید. به هر حال، با این اهداف و مقاصد، طرفین از جنگ ناگزیر بودند و جنگ، سرانجام روی داد.

.

میرخواند در بالا گرفتن شعله این جنگ و آغاز و انجامش چنین می‌نویسد: «چون طغاتیمورخان، پادشاه شد، با امیر وجیه‌الدین سربدار جنگ کرده، منهزم گشت و بعد از این واقعه، چند کرت ]دفعه[ ملک حسین ]ملک معزالدین حسین کورت[، پیش خان فرستاده پیغام داد که لشکرهای پراکنده، جمع باید کرد تا به اتفاق، شیخ حسن و مسعود سربدار را از میان برگیریم. این حکایت، به گوش شیخ حسن و امیر مسعود رسیده: گفتند که: ملک حسین که دعوی مسلمانی می‌کند و خود را «ملک اسلام» نام نهاده، در خرابی ولایت مسلمانان، سعی می‌نماید. ما را هیچ دشمن، از وی قوی‌تر نیست.

.

بعد از آن، شیخ حسن جوری، مولانا نوالدین حمید و حسن حداد را به رسالت تعیین کرده و به ایشان گفت: اگر شما پیش ملک حسین روید شاید که باز نیایید زیرا که احتمال دارد که شما را بکشد. آن دو عزیز گفتند: چه بهتر از آن که ما، به مرتبه شهادت فایز شویم. شیخ گفت که: با ملک بگویید که حکم شرع این است که: دزد را دست ببرند. اکنون شما دزدان دین می‌باشید که به تقویت شما، کارهای نامشروع و ایذاء مسلمانان وجود گیرد و اگر از این افعال ناپسندیده، مرتدع نشوید، جنگ را آماده باشید. و چون ایلچیان به مجلس ملک رسیده، پیام ادا کردند.

.

ملک، طاقیه بر زمین زد و گفت که: شیخک جوری، ما را تهدید می‌دهد و از حرب می‌ترساند و من خود پدر حربم. مولانا نورالدین، طاقیه را از زمین برداشته، بوسه داد و به رسم نهاده و گفت: این نه لایق سیر توست که دست بنده خدای به آن رسیده. ملک در غضب شده، فرمان داد تا رسولان را به قتل رسانیدند و سپاهی جمع کرده، متوجه امیر مسعود و شیخ حسن جوری شدند و در دو فرسنگی زاویه (زاوه) فریقین را ملاقات افتاد، جنگی صعب، روی نمود. از طرفین، خلق بسیار به قتل آمدند. لشکر شیخ حسن، پنجهزار مرد بود و متابعان ملک قریب سی‌هزار کس بودند و بعد از کشش و کوشش بسیار، سپاه ملک، منهزم شدند و خدمتش نیز خواست که فرار بر قرار، اختیار کند، اما شیخ الاسلام خواجه معین جامی، که هم خواهرزاده و هم داماد ملک بود، عنان او بگرفت و گفت، لحظه‌ای توقف فرمای.

.

و در این اثنا، شخصی نصرالله جوینی نام، به اشارت وجیه‌الدین مسعود، زخمی مهلک بر شیخ حسن زده، مسعود بی‌تامل، نصرالله را کشته، خزانه برگرفت و روی بر گریز نهاد. و ملک، بعد از آن که مغلوب شده بود غالب گشت و شیخ را از معرکه برگرفته، به سبزوار بردند و در جوار مزار پیر -شیخ خلیفه- که پیر و مرشد او بود، دفن کردند … این حادثه در سیزدهم صفر ثلاث و اربعین و سبعمائه (۷۴۳ هجری) روی نمود.»

.

وجیه‌الدین مسعود می‌خواست، بعد از پیروزی بر ملک معزالدین کُورت، کار شیخ حسن را یکسره کند و با یک تیر، دو نشان بزند؛ هم با بهره‌برداری از قدرت معنوی شیخ، جنگ را ببرد و هم پس از نمایان شدن نشانه‌های پیروزی در جنگ، مانع بسیار بزرگ در راه حکمروایی‌ مطلوبش را از میان بردارد و قتل شیخ را به دشمن نسبت دهد. اما عامل امیر مسعود، در ماموریت خود عجله کرد، امیر وجیه‌الدین چنان‌که انتظار داشت، از این کار سودی نبرد، زیرا با این اقدام، نه تنها خود را از حیطه نفوذ درویشان سربداری رها نساخت بلکه سبب شکست سربداران، از آل کُرت شد. این پیروزی، بر شهرت و اهمیت «ملک معزالدین حسین کورت» افزود و او «حافظ الاسلام» (حفظ کننده و نگهدارنده اسلام)، لقب گرفت. پیامدهای جنگ زاوه برای سربداران، غیرقابل جبران و بازدارنده بود و از لحاظ مسایل خارجی و داخلی اثرات منفی بسیاری برای آنان به وجود آورد.

.

اثرات خارجی:
– از توسعه متصرفات اراضی و نفوذ سیاسی سربداران به سوی شرق، جلوگیری کرد.
– شهرت و آوازه‌‌ای را که سربداران در خراسان به دست آورده بودند، بی‌اعتبار ساخت.
– از رکود و سقوط مذهب تسنن، در شرق خراسان ممانعت کرد.
– از نفوذ و گسترش مذهب تشیع، در شرق خراسان کاست.
– آل کورت را اعتبار و حیثیت سیاسی و مذهبی بخشید.
– به دشمنان سربداران، امکان تجدید حیات سیاسی داد.
– برتری تُرک و مغول را در شرق خراسان، در برابر تاجیک‌ها حفظ نمود.
– سربداران ناگزیر شدند از دشمن نیرومندی چون پادشاه هرات، در متصرفات شرقی خویش، حساب ببرند.

.

اثرات داخلی:
– اتحاد و اتفاق حاکم در میان گروه‌های مختلف سربداران تبدیل به نفاق و دشمنی شد و گروه درویشان را نسبت به گروه نظامیان و سرکرده آنان – یعنی امیر مسعود-، بدبین نمود. زیرا سرکرده نظامیان، یعنی وجیه‌الدین مسعود را قاتل شیخ حسن جوری می‌دانستند.
– طرفداران شیخ حسن (درویشان) نه تنها از حمایت نظامیان، دست برداشتند، بلکه در برابر آنان، جبهه مخالفی نیز تشکیل دادند.
– دولت سربداران، رهبری مذهبی خود را از دست داد و بار سیاسی آن بر بار معنوی‌اش تفوق یافت.
– دامنه فعالیت‌های سیاسی و مذهبی درویشان و اختیارات آنان، محدود و ضعیف گردید.
– با دادن تعداد زیادی کشته و در حدود چهار هزار اسیر، نیروی نظامی سربداران، آسیب دید.
– دولت سربداران با اختلاف و اغتشاشات داخلی مواجه شد.

منابع:
– ابوالفضل نبئی، «اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در قرن هشتم هجری»، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۵، ص۱۰۶-۱۱۰ و ۱۵۹.
– عبدالرفیع حقیقت، «تاریخ جنبش سربداران و دیگر جنبشهای ایرانیان در قرن هشتم هجری»، انتشارات کومش، ۱۳۷۴، ص ۱۷۶-۱۷۷.

.

جنگ زاوه؛ تبلور توطئه برای حذف رهبری معنوی شیخ حسن جوری

منبع : روزنه

جدیدترین اخبار نیشابور را در سایت نیشابوریا دنبال کنید

 

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *