تندیس سیمرغ نیشابور

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

نماد سیمرغ نیشابور,سیمرغ نیشابور,سیمرغ, تندیس ها, منطق الطیر, کوه قاف, عطار نیشابوری,تندیس سیمرغ نیشابور,

تندیس سیمرغ نیشابور

نیشابور، زادگاه و پروردگاه یکی از چکادهای افرازمند فرهنگ و عرفان ایرانی، شیخ فریدالدین عطار نیشابوری است؛ اندیشه‌ها و بن‌مایه‌های عرفانی شیخ نیشابور، نه تنها هفت شهر عشق را گشت نک این چشمه‌سار مینوی، تشنه‌پویندگان زادزمان خویش را تا سده‌ها پس از خود و تا روزگار ما سیراب نموده و میراث معنوی بس گرانمایه را فرا روی آیندگان خواهد نهاد. «منطق الطیر» از دلنشین‌ترین نوشته‌های پُرمایه‌ی عطار نیشابور است که داستان نمادین کوشش، رهروی و پویش مرغان در رسیدن به سیمرغ را بازگو می‌نماید؛ هدهد، که پير و راهبر مرغان است و شیوه‌ی رهپویی و رهوی را بر آنان می‌نمایاند اما بسیاری به بهانه‌‌ای و دلبستگی‌ای در راه مي‌مانند، از این روی در راه رسيدن به سيمرغ کم‌کم از شمار مرغان کاسته مي شود، سرانجام پس از گذشتن از هفت وادي دشوار (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحيد، حيرت، فقر و فنا) تنها سي مرغ به پیشگاه حضرت سيمرغ مي‌رسند و در آن‌جا غرق در حيرت و انکسار به بقاي جاودان دست مي‌يابند. داستان منطق‌الطیر عطاّر، بازنمای ژرف و نمادین گذشتن از دلبستگی‌ها و پندارهاست برای دریافتی ژرف‌مایه از خود و رسیدن به سیمرغ که نمادی است از حقیقت و راستی. این سیمرغ اندیشه‌ی عطار نیشابوری، بن‌مایه‌ی سامان یافتن یکی از نماهای شهری در نیشابور امروز گردیده است. در نوشتار زیر به بازشناسی معماری و نمادین «تندیس سیمرغ نیشابور» پرداخته‌ایم./ققنوس شرق/

تندیس سیمرغ نیشابور

بُـــرد سیمرغ از دل ایشــــان قرار

عشق در جانان یکی شد صدهزار

یکی از نمادهای ارزنده‌ی شهری نیشابور امروز، تندیس بزرگ سیمرغ است که در بوستان سیمرغ شهر نیشابور جای گرفته. این پیکره دارای ۲۵ متر ارتفاع و حداکثر ۱۰ متر مربع، قطر است و بزرگترین تندیس سیمرغ در جهان به شمار می‌آید. نمای کلی این تندیس، صخره‌ای به ارتفاع ۱۰ متر مربع، به عنوان نماد قله‌ی قاف و پیکره‌ی پرنده‌ی اسطوره‌ای سیمرغ به ارتفاع ۱۵ متر و بال‌های ۱۲ متری و دارای ۲۰ عدد شاهپر دم است که اطراف قله‌ی قاف را می‌پوشانند. این تندیس نماد سیمرغ منطق الطیرعطار نیشابوری است. در ساخت این تندیس، از مصالحی چون سنگ معدن (صخره)، میل‌گرد در اندازه‌های گوناگون، سیمان و ماسه بهره گرفته شده است و وزن تقریبی تندیس، حدود ۵۵۰ تن برآورد می‌شود.

طرح بزرگ تندیس سیمرغ نیشابور، در سال ۱۳۸۶ش توسط استاد تندیسگر نیشابوری -رضا هادیانی- شکل گرفت و با پشتیبانی شهرداری و شورای شهر نیشابور، پس از کارهای مهندسی و جانمایی، در سال ۱۳۸۸ش، اسکلت آن در محل بوستان سیمرغ نیشابور نصب و عملیات اجرایی ساخت آن با همکاری میثم هادیانی، ادامه یافت.(۱) در سال ۱۳۹۰، از اثر هنری بزرگترین تندیس سیمرغ جهان، در بوستان سیمرغ نیشابور، پرده‌برداری شد.(۲)

بوستان سیمرغ، پیش از میدان باغرود و در کنار بزرگراه امام رضا (ع) و در سوی غربی و همسایگی فرهنگسرای سیمرغ قرار گرفته است. فرهنگسرای سیمرغ که در انتهای خیابان دارایی (۱۵ خرداد) و تقاطع بزرگراه امام رضای شهر نیشابور واقع شده، از کانون‌های اصلی فرهنگی نیشابور به شمار می‌آید؛ سالن همایش این فرهنگسرا به گنجایش حدود ۷۰۰ نفر، میزبان بسیاری از همایش‌ها، نمایشگاه‌ها، کنسرت‌های موسیقی در سطح محلی، استانی، کشوری و بین‌المللی بوده و این فرهنگسرا، از پایگاه‌های شاخص فعالیت‌های آموزشی و ترویجی در زمینه‌ی هنر و فرهنگ و علم در منطقه است و خدمات بسیاری را در این زمینه‌ها ارایه نموده.

همان‌گونه که گفته شد، در این ناحیه‌ی شهر نیشابور (ناحیه‌ی فرهنگسرا)، یک فرهنگسرا و یک بوستان به نام سیمرغ نامگذاری شده و همچنین تندیسی بزرگ از این پرنده‌ی اسطوره‌ای جاینمایی شده است که ارتباط ژرف و اهمیت برجسته‌ای که اندیشه‌‌ها و ادبیات عرفانی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، در فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران و همچنین در ذهن و زندگی نیشابوریان دارد را به نمایش گذاشته است. اینک به بازشناسی درونمایه‌ای و نمادین «سیمرغ» و «قاف» که دو جزء اصلی تندیس سیمرغ نیشابور است می‌پردازیم.

– سیمرغ، از فره ایزدی تا فنای فی الله

ابتــدای کـار سیمرغ ای عجب

جلوه‌گر بگذشت بر چین نیمه‌شب

در میـان چین فتــاد از وی پری

لاجرم  پُرشور   شد هر کشوری

«سیمرغ»، نام پرنده‌ای افسانه‌ای و از مهم‌ترین بن‌مایه‌های اساطیری است که در فضای فرهنگ ایران و پهنه‌ی ادب فارسی، جلوه‌ی بارزی یافته. واژه‌ی سیمرغ، مخفف «سین مرغ» است که در اوستا به صورت «مرغوسننه» Merequsaena، در زبان پهلوی به صورت «سین مرو» [sinmarv] یا «سنه موروک» [Senen muruk] آمده، جزو اول این واژه در سانسکریت –Syena- به معنی شاهین است و جزو دوم، همان است که در فارسی دری به صورت واژه‌ی «مرغ» رایج است. در برخی فرهنگ‌های فارسی «سیمرغ» را نام حکیم و دانایی دانسته‌اند که زال در خدمت او به کسب کمال پرداخت.

سیمرغ، در اوستا پرنده‌ای فراخ‌بال است که بر درختی درمان‌بخش به نام «ویسپوبیش» [Vispobish] (به معنی «همه را درمان‌بخش») آشیان دارد. این درخت درمان‌بخش که دربردارنده‌ی تخمه‌ی همه‌ی گیاهان جهان است، در میان دریای «وئورکش» که در زبان پهلوی به فراخکرت (فراخ‌کناره، بزرگ‌ساحل) تبدیل شده، روییده است. هر پرواز سیمرغ، باعث پراکنده شدن تخم گیاهان و بارور شدن زمین و آبادانی آن می‌شود، به سبب ارتباط با این درخت مقدس است که سیمرغ نیز پرنده‌ای اهورایی و مقدس شمرده می‌شود. به گونه‌ای که از سوی اهورامزدا به زردشت توصیه می‌شود که: «پری از او را بر تن خود بمالد و آن را تعویذ کند، دیاری نخواهد توانست او را از پای در آورد و همه‌ی مردم او را تکریم خواهد کرد و جلال و افتخار به او خواهند بخشید و این مرغ، نگهبان او خواهد شد». در داستان حماسی مربوط به رستم و زال، پر سیمرغ نقش واسطه را دارد و در حقیقت تعویذی است برای دارندگان آن. پشتیبانی سیمرغ از زال و رستم، نوعی قدرت اهورایی و شاید همان فره ایزدی باشد که جهان‌پهلوان ایران از آن، در مقابل رویین‌تنی اسفندیار برخوردار است. جایگاه و لانه‌ی سیمرغ در شاهنامه‌ فردوسی بر فراز کوه البرز و درو از مردمان است:

یکـــی کوه بُد نامش  البرز کوه

به خورشید، نزدیک و دور از گروه

بدانجـــای سیمرغ را لانه بود

کـــه آن خانه از خلق بیگانه بود

در ادبیات عرفانی، جایگاه سیمرغ، «کوه قاف» است. در ادبیات اسلامی، «عنقا» به جای سیمرغ قرار گفته است و مانند وی، جایگاهش در کوه قاف است. (۳).

شهرت سیمرغ و ناپیدایی و موهوم بودنش سبب شده است که در عرفان او را مثال پیدای ناپیدا و نمونه‌ی تجرد کامل بدانند و متصوفه با هوشیاری تمام با ذهن رمزساز خویش، تعابیر گوناگون و تمثیلات مختلفی از سیمرغ به وجود آورند. داستان سفر مرغان به درگاه پادشاه خود -سیمرغ- یکی از قصه‌هایی است که توجه صوفیان و عارفان را به خود جلب کرده است. به اعتقاد آنان، این داستان، بیانی رمزی و تمثیلی از سیر و سلوک معنوی سالکان طریقت به سوی حقیقت است. این قصه، به روایات و صورت‌های مختلفی در ادبیات عرفانی آمده است و هر یک «رسالة الطیر» نام گرفته است. موضوع رساله‌الطیرها، عموماً عبارت است از رهایی پرندگان از قفس و پرواز آنان به سوی بالا و گذشتن از بیابان‌ها و دریاها و کوه‌ها و طی کردن مراحل صعب و خطرناک و سرانجام رسیدن به مقصود و دیدار پادشاه خود –سیمرغ-. بزرگ‌فیلسوفان و عارفانی چون ابوعلی سینا، عین‌القضاة همدانی، روزبهان قلی، امام محمد غزالی، شیخ اشراق، شیخ احمد غزالی، نجم الدین رازی، ابوالحسن بیهقی، امیرعلی شیر نوایی در آثار خود بدین مضمون پرداخته‌اند. اما مشهورترین، زیباترین و دلنشین‌ترین رسالة‌الطیر، «منطق‌الطیر» شیخ فریدالدین عطار نیشابوری –از عارفان نامدار و تاثیرگذار قرن هفتم هجری- است. عطّار، کتابی به نام «منطق الطیر» یا زبان مرغان دارد که از مشهورترین و دل‌انگیزترین مثنوی‌های اوست.

اصطلاح «منطق الطیر» در قصه‌ی سلیمان در قرآن آمده و اشاره به آن دارد که وی (سلیمان) زبان همه‌ی حیوانات و مرغان را می‌دانست. منظور عطار از منطق‌الطیر، زبان و استعداد و ظهور مرتبه‌ و مقام هر یک از مرغان، و طرق حقیقت است. در منطق‌الطیر، «سیمرغ»، رمز و نمادی است از حقیقت مطلق که برای رسیدن به او باید هفت وادی طلب عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر و فنا گذشت تا به آن حقیقت دست یافت. از نظر عطار، حقیقت «سیمرغ» یعنی به خود رسیدن، وقتی که سالک از مراحل دشوار و صعب و خطرناک گذشت و در هر وادی و مرحله، چیزی را از وجود خویش دور کرد و ترک علایق کرد و صافی شد، آنگاه او و همه‌ی آن‌ها که با او همراهند به حقیقت یا جوهر سیمرغ دست می‌یابند. عطار، این موضوع را از زبان مرغان نقل می‌کند؛ هدهد، پیر و مرشد و راهنمای مرغان است. در داستان، هر مرغی نماد و رمز گروهی خاص از مردمند. آن‌ها پس از آن‌که پاک و منزه شدند و نور الهی بر آن‌ها تابید. در برابر آینه‌ی حق‌نما قرار گرفتند، بیش از عکس سی مرغ در آن آینه ندیدند، آنگاه دریافتند که به حقیقت، بین آن‌ها و سمیرغ جدایی نیست:

بی‌زبان آمد از آن حضرت خطاب

کآینه است این حضرت چون آفتاب

هر که آید خویشتن بیند در او

تن و جان هم جان و تن بیند در او

چون شمـا سی‌مرغ این‌جا آمدید

سی، در این آینه پیدا آمدید

گــر چهل پنجاه مرغ  آینـــد باز

پرده‌یی  از  خویش  بگشایند باز

گـر چــه بسیاری بـــه سر شده‌اید

خویش می‌بینید و خود را دیده‌اید

این همه وادی که واپس کرده‌اید

وین همه مردی که هر کس کرده‌اید

محـو مـا شــد در صــد عز و ناز

تـا بـه مـا  در خویشتن یابید باز

همه‌ی مرغان، سایه‌ی اویند بنابراین، پیوسته با او و همراه اویند، برای رسیدن به او باید از سایه گذشت. مشغول شدن به سایه، سالک را از حقیقت درو خواهد کرد. سیمرغ، پادشاهی است که در طلب او باید دست از جان شست، رسیدن به او سخت و دشوار است، همت و اراده‌ و صبر می‌طلبد و ریاضت کشیدن و باخطر روبرو شدن و از جان نیندیشیدن. داستان سیمرغ عطار، نمایی از وحدت وجود و فنای فی‌ الله است؛ زمانی سی‌مرغ، به پیشگاه سیمرغ می‌رسند، آن‌گاه مایی و منی از میان برمی‌خیزد و عشق و عاشق و معشوق به هم می‌پیوندد: از خود به در آی تا او را بینی.(۴)

چـون شدند از کل پاک، آن همه

یافتند از نور  حضرت، جان همه

چـون نگه کــردند آن سیمرغ زود

بی شک آن سی‌مرغ آن سیمرغ بود

در تحیّر   جمله   سرگردان شدند

بـاز  از نوعی دگـــر حیران شدند

خویش    را دیدند    سیمرغ تمام

بود خود سیمرغ، سی‌مرغ مدام

– کوه قاف، سرمنزل سیمرغِ جان

هست مـــا را پـادشـــاهی بی‌خلاف

در پس کوهی که هست آن کوه قاف

«قاف»، کوهی است اسطوره‌ای، که از خاور تا باختر عالم را در میان گرفته و منشاء پیدایش سایر کوه‌های عالم هستی گردیده. جنس این کوه از زمرد، زبرجد و یا یاقوت سبز است. در اسطوره‌های پارسی، قاف را منزلگاه سیمرغ ذکر کرده‌اند که خورشید در پس آن غروب می‌کند و شب‌ها را در چاهی پشت آن، سپری می‌نماید. رنگ آسمان، انعکاس رنگ سبز قاف است؛ زیرا قاف پانصد فرسنگ ارتفاع دارد و بیش‌تر آن در میان آب است و هر صبحگاه، هنگامی که آفتاب بر آن پرتو می‌افکند، شعاع آن سبز می‌گردد و در انعکاس، به کبودی مایل می‌شود. کوه قاف، مکان چشمه آب حیات است و در ادبیات، کنایه از دورترین نقطه جهان است. در آیین ایران باستان، «البرز»، همان «قاف» است. «بندهش» مدت زمان تکامل آفرینش البرز را هشتصد سال می‌داند. در آیین زرتشت، «البرز» یا «هرابرزئیتی» که سرتاسر زمین را احاطه‌کرده است، اصل و پایه‌ی همه‌ی بلندی‌های جهان و منزلگاه ایزدمهر بوده است و یک سر پُل «چینوت» (صراط) به این کوه پیوسته است. در این کوه بلند، خبری از شب و تاریکی، بیماری‌های کشنده و آلایش‌های اهریمنی نیست و ستیغ آن هیچ‌گاه، مه را به خود نبیند. در «اوستا» البرز، نیایشگاه هوشنگ پیشدادی است و در این جای‌گاه برای ایزد آبان، قربانی می‌کند و از ایزد آشی نیک، درخواست کامیابی می‌کند. برگرداگرد ستیغ البرز، خورشید و ماه و ستارگان در چرخش‌اند.(۵)

در کلام عطار – پیر فرزانه‌ی نیشابور- «قاف»، اسطوره‌ی عرفانی، عمق و لطافت خاص خود را دارد، چنان‌که:

گفت نتوان شد به دعوی و به لاف

هم‌نشین سیمرغ را بر کوه قاف

«قاف»، رمز و نمادی در ادبیات عرفانی ایران است؛ نماد دل و سرمنزل سیمرغ جان و حقیقت و راستی مطلق. قاف، نماد بارگاه خداوند است و جایگاهی است که آنسان‌های کامل و مردان خدا، پس از طی طریق و تهذیب و تزکیه، می‌توانند بدان برسند.(۶)

تندیس سیمرغ نیشابور

منبع: ابرشهر

جدید ترین مطالب گردشگری نیشابور را درسایت نیشابوریا دنبال کنید.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *