تاریخ تشیع در نیشابور

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

 مذهب امامیه, امویان, عباسیان, طاهری, سامانی, صفاری, غزنوی,تاریخ تشیع ,تاریخ تشیع درنیشابور,تاریخ نیشابور,نیشابور,

تاریخ تشیع در نیشابور

امپراتوری پهناور ایران ساسانی، توسط مسلمانان و عمدتاً در زمان خلیفه دوم -عمر بن خطاب (۱۳-۲۳هـ)- فتح شد. مناطق باقیمانده نیز در زمان خلفای پس از او به تصرف مسلمانان درآمد و دامنه‌ی فتوحات آنان از حدود ایران فراتر رفت. تنها ساکنان مناطق حوضه‌ی جنوبی خزر، یعنی طبرستان و گیلان، توانستند با استفاده از موقعیت طبیعی این نواحی استقلال خود را کم و بیش تا اواسط قرن دوم هجری و اوایل عصر عباسی حفظ کنند. از آن رو که مذهب غالب و حاکم در زمان فتوحات مذهب اهل سنت بود، طبعاً مردم سرزمین‌های فتح شده در وهله‌ی اول با مذهب تسنن آشنا می‌شدند و به مرور آن را می‌پذیرفتند. گر چه معدود افرادی از مسلمانان که در فتوحات شرکت داشتند از جمله‌ بنی‌هاشم و بعضی قبایل یمنی و برخی از انصار با مکتب اهل بیت (علیهم السلام) (تشیع) آشنا و بعضاً به آن معتقد و پایبند بودند، ولی به دلیل در اقلیت قرار داشتن این افراد و نیز مخالفت حکومت با رشد و گسترش مکتب اهل بیت (علیهم‌السلام)، به طور طبیعی، چهره‌ی کلی فرهنگ سرزمین‌های فتح شده، فرهنگ تسنن بود.

در این میان، شهر تاریخی نیشابور از ویژگی خاصی برخوردار بود؛ شهری که طی چندین قرن، یکی از مهم‌ترین حوزه‌های درسی اهل سنت به شمار می‌آمد و مجموعه‌ای از بزرگ‌ترین فقها و محدثان اهل تسنن را در خود جای داده بود. اما این شهر، طی روندی طولانی، به یکی از مراکز تشیع تبدیل گردید و مکتب اهل سنت، جای خود را به مکتب اهل بیت (علیهم‌السلام) داد. این نوشتار، به بررسی عوامل نفوذ و گسترش تشیع از ورود اسلام تا پایان قرن چهارم هجری، در شهر نیشابور می‌پردازد.

– چکیده:

امپراتوری پهناور ایران ساسانی، توسط مسلمانان و عمدتاً در زمان خلیفه دوم -عمر بن خطاب (۱۳-۲۳هـ)- فتح شد. مناطق باقیمانده نیز در زمان خلفای پس از او به تصرف مسلمانان درآمد و دامنه‌ی فتوحات آنان از حدود ایران فراتر رفت. تنها ساکنان مناطق حوضه‌ی جنوبی خزر، یعنی طبرستان و گیلان، توانستند با استفاده از موقعیت طبیعی این نواحی استقلال خود را کم و بیش تا اواسط قرن دوم هجری و اوایل عصر عباسی حفظ کنند. از آن رو که مذهب غالب و حاکم در زمان فتوحات مذهب اهل سنت بود، طبعاً مردم سرزمین‌های فتح شده در وهله اول با مذهب تسنن آشنا می‌شدند و به مرور آن را می‌پذیرفتند. گر چه معدود افرادی از مسلمانان که در فتوحات شرکت داشتند از جمله بنی‌هاشم و بعضی قبایل یمنی و برخی از انصار با مکتب اهل بیت (علیهم السلام) (تشیع) آشنا و بعضاً به آن معتقد و پایبند بودند، ولی به دلیل در اقلیت قرار داشتن این افراد و نیز مخالفت حکومت با رشد و گسترش مکتب اهل بیت (علیهم السلام)، به طور طبیعی، چهره‌ی کلی فرهنگ سرزمین‌های فتح شده، فرهنگ تسنن بود.

در این میان، شهر تاریخی نیشابور از ویژگی خاصی برخوردار بود؛ شهری که طی چندین قرن، یکی از مهم‌ترین حوزه‌های درسی اهل سنت به شمار می‌آمد و مجموعه‌ای از بزرگ‌ترین فقها و محدثان اهل تسنن را در خود جای داده بود. اما این شهر، طی روندی طولانی، به یکی از مراکز تشیع تبدیل گردید و مکتب اهل سنت، جای خود را به مکتب اهل بیت (علیهم‌السلام) داد. این نوشتار، به بررسی عوامل نفوذ و گسترش تشیع از ورود اسلام تا پایان قرن چهارم هجری، در شهر نیشابور می‌پردازد. ]این مقاله در سه بخش تنظیم شده است[ اینک بخش نخست آن تقدیم می‌گردد.

– نگاهی گذرا به تاریخ نیشابور در دوره اسلامی:

الف) فتح نیشابور:

در مورد زمان فتح نیشابور توسط مسلمانان، منابع، وحدت نظر ندارند. برخی منابع، فتح خراسان و از جمله نیشابور را به عصر عثمان و تحت فرماندهی عبدالله بن عامر و در سال ۳۰ یا ۳۱ هجری نسبت داده‌اند،(۲) اما برخی دیگر ضمن اشاره به دیدگاه پیشین،(۳) فتح خراسان را مربوط به عصر حکومت عمر بن خطاب و در سال ۱۸ و یا ۲۲ هجری دانسته اند.(۴)

گفتار محققان درباره‌ی فتح خراسان و نیشابور نیز خالی از آشفتگی نیست؛ برخی فتح خراسان را مربوط به عصر حکومت عمر و طی سال ۱۷ یا ۲۰ هجری(۵) و برخی مربوط به عصر عثمان و طی سال ۳۱ هجری دانسته(۶) و برخی هر دو دیدگاه را ذکر کرده و با تردید از آن گذشته‌اند.(۷)

با این وجود، از میان مجموعه‌گزارش‌های مربوط به فتح مکرّر خراسان(۸) و اخبار واصله در خصوص نقض پیمان مردم خراسان در پی کشته شدن عمر و در اوایل خلافت عثمان(۹) و فتح مجدد خراسان در عصر عثمان و در سال ۳۰ یا ۳۱ یا ۳۲ هجری(۱۰)، این اطمینان حاصل می‌شود که نخستین بار، فتح خراسان در عصر عمر و در سال ۲۲ هجری و با فرماندهی احنف بن قیس صورت گرفته(۱۱)، ولی در پی قتل عمر و تحریکات یزدگرد سوم که در ماوراءالنهر به سر می‌برد(۱۲) و در نتیجه، شورش و نقض پیمان مردم خراسان، مجدداً این ولایت پهناور در اواخر عصر عثمان و در سال ۳۰ یا ۳۱ یا ۳۲ هجری و با فرماندهی عبدالله بن عامر بن کریز و پیش‌قراولی احنف بن قیس فتح شده است.(۱۳) در عصر عثمان و در جریان فتح مجدد خراسان، یزدگرد که از ماوراءالنهر به خراسان بازگشته بود، در اطراف مرو به دست آسیابانی کشته شد.(۱۴)

طبعاً اقدام منابعی که تنها ماجرای فتح خراسان در عصر عثمان را بدون اشاره به فتح قبلی آن گزارش کرده‌اند، یا از روی غفلت بوده است و یا برای رعایت اختصار. قتل خلیفه دوم در سال ۲۳ هجری و شورش مردم خراسان در پی قتل او و در اوایل عصر عثمان،(۱۵) موقتاً به حاکمیت مسلمانان بر خراسان خاتمه داد، از این رو، برخی منابع فتح واقعی خراسان را مربوط به عصر عثمان دانسته و فتح نخستین خراسان در سال ۲۲ هجری(۱۶) را فتح واقعی به حساب نیاورده‌اند.

در سال ۳۶ هجری، مرزبان مرو نزد امیرمؤمنان علی (علیه السلام) (۳۶-۴۰هـ) آمد و نسبت به حضرت اظهار انقیاد نمود. امام نامه‌ای به اهالی مرو و روستاها و دهقانان و اسواران (نظامیان سواره‌نظام و عالی‌رتبه ایرانی ارتش ساسانی) نوشت. اما آنان دوباره شورش کرده، نیشابور را تصرف نمودند و دروازه‌های شهر را بستند.(۱۷) در سال ۳۷هـ علی(علیه‌السلام) پس از بازگشت از صفین، ابتدا جُعدة بن هبیرة مخزومی -خواهرزاده‌ی خود- (۱۸) را به خراسان اعزام نمود. وی تا نیشابور پیش رفت، ولی مردم نیشابور تسلیم وی نشدند و جعده بازگشت. حضرت این بار خُلید بن قُرّة الیربوعی را فرستاد. او نیشابور را به محاصره در آورد و بر این اقدام اصرار ورزید تا این که مردم نیشابور و اهل مرو حاضر به مصالحه شدند.(۱۹)

ظاهراً از این زمان به بعد، نیشابور و دیگر شهرهای خراسان بر پیمان خود با مسلمانان باقی بودند. البته، هر از چند گاهی، به خصوص پس از قتل ابومسلم (۱۳۷هـ) به دست منصور عباسی (۱۳۶ ۱۵۸ هـ)، برخی جنبش‌های استقلال‌طلبانه در ایران و از جمله در خراسان رخ می‌داد که در برگیرنده اکثریت مردمان بومی نبود و از این رو، این جنبش‌ها، نوعاً به سرعت و بعضی اوقات حتی با همکاری خود مسلمانان ایرانی سرکوب می‌شدند.(۲۰)

ب) نیشابور در دوره اموی و عباسی:

پس از روی کار آمدن معاویه (۴۱ ۶۰ هـ)، زیاد بن ابیه که حاکم سرزمین‌های شرقی خلافت بود، خراسان را به چهار قسمت تقسیم کرد و خُلید بن عبدالله الخنفی را والی نیشابور قرار داد.(۲۱)

در اواخر دهه‌ی سوم قرن دوم هجری، ابومسلم خراسانی به عنوان عامل بنی‌عباس، نهضتی در خراسان، بر ضد بنی‌امیه برپا کرد که به شکست بنی‌امیه منتهی شد.(۲۲) ابومسلم در سال ۱۳۱هـ/ ۷۳۸م. وارد نیشابور گردید.(۲۳) او در مدت حکومت خود بر خراسان (۱۳۱-۱۳۷هـ)، در نیشابور مسجد جامع عظیم و باشکوهی ساخت. به گفته‌ی حاکم نیشابوری، یکی از محله‌های نیشابور نیز «محله درباغ» نام دارد و آن باغ ابومسلم است.(۲۴) این موارد، حاکی از اقامت طولانی ابومسلم در نیشابور می‌باشد.

در سال ۱۹۳هـ. هارون‌الرشید برای سرکوب رافع بن لیث، از امرای شورشی ماوراءالنهر، به خراسان عزیمت کرد.(۲۵) گفته می‌شود که وی در این سفر چند روز در نیشابور توقف داشت و سپس به مرو رفت و در طوس درگذشت.(۲۶) لیکن، منابع گویای آن است که وی از مسیر گرگان به طوس رفته و در آن جا درگذشته و به نیشابور و مرو سفر نکرده است.(۲۷)

مأمون، به دنبال سرکوب و قتل برادرش امین، توسط طاهر، به منظور تألیف قلوب علویان و استفاده از نفوذ معنوی آنان، علیّ بن موسی الرضا (علیه‌السلام) را به مرو فراخواند. از این رو، آن حضرت به خراسان عزیمت نمود و در سال ۲۰۰ هجری وارد شهر نیشابور گردید و چندی در این شهر اقامت فرمود.(۲۸) از تاریخ حاکم نیشابوری چنین برمی‌آید که امام رضا (علیه‌السلام) چند ماهی در نیشابور اقامت داشته است.(۲۹)

در سال ۲۰۵هـ./۸۲۰م، طاهر بن حسین ذوالیمینین از سوی مأمون به حکومت خراسان منصوب گردید. طاهر به محض ورود به نیشابور، اقدام به حذف نام خلیفه از خطبه‌های نماز جمعه کرد و بدین گونه، استقلال خود را اعلام نمود. طاهریان، نیشابور را پایتخت خود قرار دادند. در نتیجه، این شهر، در عصر طاهریان، اهمیّت فوق‌العاده یافت.

باغ معروف شادیاخ که بعدها توسط یکی از امرای سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱ -۵۵۲ هـ) به نام مؤیّد، به صورت دژی بزرگ (کهندر،قهندر) درآمد، توسّط عبدالله طاهر تأسیس گردید.(۳۰)

در سال ۲۵۹، نیشابور، توسّط یعقوب لیث صفّاری فتح شد و با حبس محمد بن طاهر (۲۴۸-۲۵۹ هـ) در سیستان، حکومت طاهریان منقرض گردید.(۳۱)

در سال ۲۷۹ یا ۲۸۰ هجری، عمرو بن لیث صفاری (۲۶۵-۲۸۷هـ) وارد نیشابور گردید و این شهر را پایتخت خود قرار داد.(۳۲)

پس از عمرو لیث، خراسان به دست سامانیان (۲۷۹-۳۸۹هـ) افتاد.(۳۳) در این زمان، نیز نیشابور کماکان شهر مرکزی خراسان و مرکز ثقل سیاسی و نظامی این ایالت پهناور بود.(۳۴) در سال ۳۳۳ هجری، امیر نوح سامانی (نوح اول) وارد نیشابور شد و ۵۰ روز در این شهر اقامت کرد. وی حکومت آن جا را به ابراهیم بن سیمجور واگذار نمود و خود به بخارا بازگشت.(۳۵)

هم‌زمان با حکومت سامانیان در خراسان، آل‌بویه نیز بر بخش عظیمی از بلاد اسلامی حاکمیت داشتند. بین سال های ۳۸۲ تا ۳۸۴ در زمان سلطنت فخرالدوله دیلمی با وزارت وزیر معروفش -صاحب بن عبّاد (متوفی ۳۸۵ هجری)-، نیشابور میان سامانیان و دیلمیان دست به دست می‌گشت. در سال ۳۸۴هـ امیر نوح سامانی (نوح دوم) نیشابور را تصرف نمود و حکومت آن را به امیر محمود غزنوی -فرزند سبکتکین- داد و خود به بخارا بازگشت.(۳۶)

پس از سامانیان، حکومت خراسان به دست غزنویان (۳۸۹-۴۳۲هـ) افتاد.(۳۷) سلطان محمود، شهر «غزنه» را پایتخت خود قرار داد،(۳۸) اما چون به اهمیت نیشابور، واقف بود این شهر را به برادرش منصور سپرد و در واقع، او را قائم مقام خاندان سمیجور در عصر سامانی قرار داد.(۳۹) پس از غزنویان، سلاجقه قدرت را به دست گرفتند. طغرل بیک سلجوقی در سال ۴۲۹هـ نیشابور را تصرف کرد و آن را پایتخت خود قرار داد.(۴۰) آلب‌ارسلان نیز برای مدت کوتاهی در نیشابور اقامت کرد.(۴۱) در زمان غزنویان و هم‌چنین در دوران سلاجقه بزرگ (طغرل، آلب ارسلان، ملکشاه و سلطان سنجر) شهر نیشابور در کمال عظمت و رفعت و آبادی بود؛ هم‌چنان که از نظر علمی و فرهنگی، نظامیه نیشابور -بنا شده توسط خواجه نظام الملک حسن بن علی بن اسحق بن عباس طوسی (۴۰۸-۴۸۵هـ) وزیر مشهور سلجوقی- شهره‌ی آفاق بود و در طی دوره‌ای که از اواسط سلطنت محمود غزنوی آغاز گردید و تا اواخر دوره‌ی سلطان سنجر -آخرین سلطان مقتدر و فراگیر سلجوقی، متوفی ۵۵۲هـ- ادامه یافت، دانشمندان بزرگی در این شهر زندگی می‎کردند که یا اهل نیشابور بودند و یا برای کسب علوم و فضایل به این شهر آمده بودند؛ دانشمندانی همچون حکیم عمر خیام، امام موفق نیشابوری، امام الحرمین ابوالمعالی جوینی، امام کیای هراسی، امام محمد غزالی طوسی، امام محمد یحیی، حاکم نیشابوری معروف به ابن البیّع، ابوالقاسم عبدالکریم شبستری، فخرالدین عبد العزیز کوفی، خواجه ابوبکر کرّامی، ابوعلی دقاق، حسن صباح، ابوسعید ابوالخیر و بسیاری دیگر از علمای بزرگ جهان اسلام.(۴۲) یاقوت حموی که خود از نیشابور دیدن نموده، می‌نویسد: «نیشابور، شهر بزرگی است، دارای فضایل بزرگ، معدن فضلا و منبع علماست. در میان شهرهایی که من دیدن کردم، شهری مثل آن ندیدم.»(۴۳)

– دورنمای حضور تشیع در نیشابور:

پیش از بررسی شواهد و مدارک جزئی در ارتباط با روند پیدایش تشیع در نیشابور، مناسب است ابتدا نگاهی اجمالی و کلی به زمینه‌های گسترش مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در خراسان و نیشابور داشته باشیم. در این ارتباط، گفتنی است که گرچه سند و مدرک روشن و قاطعی درباره آغاز ورود فرهنگ تشیع به نیشابور در دست نیست، اما به احتمال زیاد، مذهب تشیع هم زمان با فتوحات وارد سرزمین ایران و از جمله بلاد خراسان گردیده است.(۴۴) سپس در عصر سلطه‌ی خونبار حجاج بن یوسف ثقفی بر عراق (۷۵- ۹۵هـ)(۴۵) جمعیت زیادی از قبایل یمنی شیعه مقیم کوفه، از جمله اشعری‌ها، بر اثر فشار و خصومت امویان با شیعیان و محبّان امام علی(علیه السلام) به قم و سپس برخی از آنان به خراسان مهاجرت کردند و موجب تقویت و ترویج مذهب تشیع در خراسان گردیدند.(۴۶)

حضور امام رضا (علیه‌السلام) در نیشابور (۲۰۰هـ) نقطه عطفی در روند توسعه تشیع در خراسان به ویژه نیشابور، محسوب می‌گردد.(۴۷) ظهور دولت‌های شیعی در مناطق وسیعی از ایران از جمله علویان طبرستان (۳۵۰ـ۳۱۶هـ)(۴۸) و آل بویه در ایران و عراق (آغاز حاکمیت سال ۳۲۱هـ)(۴۹) زمینه‌ی توسعه بیش از پیش تشیع را در ایران فراهم آورد، به گونه‌ای که در قرن چهارم هجری، تشیع در خراسان، به ویژه در ناحیه‌ی نیشابور، حضوری چشم‌گیر داشت. مقدسی (متوفی ۳۸۰هـ) در مورد نحوه و ترکیب حضور مذاهب اسلامی در نیشابور می‌نویسد: «در نیشابور معتزله حضور چشم‌گیری دارند ولی غلبه با آنان نیست. شیعیان و کرّامیان (اهل سنت) نیز در این شهر به شدت با یکدیگر نزاع و درگیری دارند.»(۵۰)

– روند پیدایش و رشد تشیع در نیشابور:

شواهد تاریخی، نشان می‌دهند که نهال تشیّع با حضور صحابه و تابعین که با فرهنگ تشیع و مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) آشنا بودند، در سرزمین‌ها و بلاد فتح شده، از جمله نیشابور، غرس شده و رشد و توسعه خود را مرهون فعالیت‌های فرهنگی علما و بزرگان تشیع و آشنایان به این مکتب به خصوص سادات علوی بوده است. در این میان، عوامل شتاب‌دهنده و یا کُندکننده نیز حائز اهمیت می‌باشند.

تاریخ تشیع درنیشابور

منبع: ابر شهر

جدید ترین مطالب تاریخ نیشابور را درسایت نیشابوریا دنبال کنید.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *